تا قبل از ساعت بیست و یک هر گونه تماس ممنوع..حتی برای اعلام مردن

سلام کلی براتون چیز میز نوشتم کلی درد دل کردم

ای بترکی اینترنت که همش دیلیت شد

لپ مطلب این بود که یکی مثل من با دل شکسته، با غصه، با بیماری، زنگ زده خونه، به خاطر همه اون چیز هایی که اونها می خوان تا از پایتخت خریداری بشه و براشون برده بشه....

زنگ دم خونه ،به خاطر یک ساعت درد دل مامان جون که سر کار زنگ زده بود، تو با یه دست داشتی با کامپیوتر کار می کردی با یه چشم به ورقه ها و با یه چشم دیگه به مونیتور نگاه می کردی43.gif و چشمات قرمز شده بود....

زنگ زدی به خونه با موبایل خودت... اصلا هم به فکر پولی که باید بدی نبودی

همه اونهایی که می خواستی در دسترس نبودن

گفتی باهات تماس بگیرن

تو خوشحال شدی بالاخره یکی زنگ زد

تو مریض بودی

تو، تو درمانگاه بودی، دلشوره آمپول و ....

اونوقت یکی گوشی و بر میداره وسط حرفت میگه : کارت مهمه و تو که تا فی اباد مطلب رو رفتی می گی نه زیاد و اون میگه بعد از ساعت نه و قطع میکنه

بدون خداحافظی... مل همه اونهایی که از دستشون یه روز ناراحت می شد چون نمی گفتن خداحافظ، وقتی که داشتند تلفن رو می ذاشتن

......................... یه هو یه صدای مهیب اومدن.... یا نه یه صدای جان سوز اومد........ نه صدای ریزی میاد..............انگار کی داره خفه میشه...........

صدای شکستن دل من بود؟

صدای اهی بود که از دلم بیرون اومد؟

صدای زمزمه من بود؟

بغض گلوتو فشار میده و داری خفه میشی؟

اه ............ ای کاش یه روزی بود که تو ناراحت نبودی و می تونستی با مساله کنار بیای

ای کاش می تونستی فراموش کنی ولی.... این خاطره مثل خاطره گردنبندت فراموش نشدنیه

حالا من اگه یه روزی بخوام قبل ساعت ۲۱ بمیرم هم براتون زنگ نمی زنم تا خداحافظی کنم

نه من دیگه براتون زنگ نمی زنم

خودتون مشکلاتتون رو حل کنید چرا به من میگید

به من چه.................... ولی .....................

/ 1 نظر / 3 بازدید
هادی پورحسينی

سلام من ميخوام توی وبلاگم اهنگ بزارم تا بتونن بازديد کنندگان دانلود کنن يه ايميل بهم بزن و بگو چيکار کنم قربان تو