شنبه 20 اسفند 90

سلام خوبید؟ خوب نیستم

چطور می تونم خوب باشم؟

با اینهمه استرس و ناراحتی مگه می شه خوشحال بود؟

خیلی کم مشکل داشتیم این چند روزه کلی استرس بهمون وارد شد

داداشم اینها داشتن می رفتن مسافرت از پرواز جا موندن. یعنی جا نموندن ها. رسیدن ولی راهشون ندادن. اگه هیچکی رو راه نمی دادن می گفتیم قبول قانونه و شما قانون مند.

ولی .... اینها رو با دو تا بچه ویلون و سیلون کردن به خاطر پارتی بازی و جیبشون. به خاطر اینکه طرف بگه من گردنم کلفته. به حق هر چی که بهش اعتقاد دارن و ندارن خدا بزنه پس کلشون.

ضمن اینکه از این صنف کسی گذرش به من بخوره حالشو می کنم تو قوطی. از الان گفته باشم.

حس توضیح ندارم.

.......

این مورد باز یه مورد بود که نهایتش این شد که داداشم کلی ضرر کرد فقط همین.

ولی باز مشکل خواهرامه. ایندفعه این کوچیکه. حالم از هر چی مرد نما به هم خوره.

از این کثافتها به هم می خوره.

دلم می خواد همشون برن گم شن.

اصلا کی گفته دختر باید شوهر کنه. من که بلانسبت دور وبرم مرد نمی بینم که لایق ازدواج باشه.. لایق اداره یه زندگی.

اصلا کی گفته دختر باید شوهر کنه؟ دخترها چرا اینقدر در فکر ازدواج کردن هستن؟

جون سیبی یه مرد دیدین خبرم کنین (از پسرهای مجرد) که لیاقت دارن زن بگیرن و تشکیل خانواده بدن. خبرم کنین یه عکس یادگاری باهاش بگیرم. این داماد کوژیکه ادعای مردیش کون آسمون رو پاره کرده اینقدر نامرد و احمقه. خدا رحم کنه به جوونهای ما.

خدا رحم کنه.

/ 1 نظر / 15 بازدید
مریم

والا من هم همین رو می گم به خدا .... ازدواج چی اون هم تازگیها مد شده با خواستگاری ازدواج کردن... می گم بابا آدم 2 سال 3 سال یارو رو می بینه تهش طرف مزخرف از آب در می آد... چه رسد به دو جلسه حرفهای مزخرف خواستگاری... من نمی دونم با این جامعه ای که زن اندازه هیچی ارزش نداره شوهر کردن دیگه چه جور عقده ای شده واسه دخترا...