دوماد خوشگل!!!!

رفته بودیم قزوین.. (خدا مرگم بده) رفتیم عروسی...

آست تامبیز دومادمون.. (شوهر معصوم) وارد مجلس می شه.. می ره سمت میزی که پدرم نشسته بودند...

یکی از مدعوین که قزوینی هم بودند به پدرم می گه: حاجی مبارک باشه عجب دوماد خوشگلی دارین!!!!!!!!!!

/ 2 نظر / 14 بازدید
مارال

سلام دوست خوبم. دیدم نوشتی که رفتی قزوین ( خدامرگم بده )[قهقهه] یاد خودم افتادم که چند روز ژیش رفته بودم اطراف قزوین برای مسافرت (الموت و دریاچه اوان ) ! هر کی ازم میژرسید کجا رفتی ، نمیگفتم که قزوین ! فقط میگفتم که دریاچه اوان رفتیم ! گفتم که بگم قزوین ، برامون حرف درمیارن [قهقهه][قهقهه] راستی اگه دوست داشتی به وبلاگ منم سر بزن . خوشحالم میکنی [قلب]