برای اونکه عاشقانه می پرستمش...

هی یه چیزی نوک زبونمه می خوام بگم نمی شه...

البته یه چیز که چه عرض کنم یه عالمه حرفه که می خوام بگم ولی نمی تونم...

ولی اینو می دونم و احساس می کنم که تو اینجا بودی... همینجا... تو دنیایی که فقط و فقط مال منه و بس...

همینجا که من دقیقاْ یه سیبم... یه سیب بدون هیچ پوششی... (منحرف نباشین ضمناً چشا درویش شه لطفاً)....

احساس می کنم تو اینجا بودی.... اینجا که وقتی ساختمش اولین مهمونم تو بودی...

همینجا که من با هیچکی رو راست نباشم با خودم رو راستم...

حالا شاید بتونم اون چیزی که نوک زبونم بگم....

ولی نه نمی تونم... همه اش قابل بیان نیست.... باید باشی همینجا پیشم... مثل همیشه دستامو بگیری تو دستات ... تو چشات نگاه کنم و برات بگم... از تمام احساساتم... از همه اون چیزی که تو دلم برا توئه.... و از سرشاری قلبم از محبتت...

 

نمی دونم عزیزم ... چطوری بدون اینکه تو چشایه گلت نگاه کنم می تونم بهت بگم که دوست دارم... ولی اینو می دونم که دوست دارم... نه مثل بقیه..نه... عاشقانه دوست دارم...

اینقدر دوست دارم که ....

نه نمی گم... گاهی یادآوری اونها باعث میشه فکر کنم... که احساس می کنی دارم منت می ذارم... ولی بدون .. هر کی غیر تو بود .........

می گم بی خیال....

 

عشق من ... دوست دارم ... دوست دارم.... دوست دارم...

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
سوسن

اوووووووووووووووخ

آمينا

اولين و آخرين و بهترين و خوش به حال ترين کسی که اين وبلاگ مال اونه عزيز جون شماست. چقدر آدما می تونن ثروتمند باشن.

نانا

چقدر سيب دلم ميخواد سيب جونم منو درياب هوا ابريه انگاری تو دل من کسی نيست که اين ابرها رو فوت کنه ؟؟ دلم بارون بهار نميخواد !! بهار همينجوريشم مزخرف هست !! سيب دلم ميخواد !