شاید جهت اعلام وجود بود!!!!!

تا حالا متوجه نشدین چی شده؟!!!!!!!!!!!

من وقتی فهمیدم کلی زار زدم.. یعنی گریه کردم...

من قرار بود آخرهفته ای که گذشت پارسای نازنینمو ببینم.. ولی حتی یه لحظه هم برا دیدنش ثانیه شماری نکردم...

حتی یادم نبود که بابا سیب خنگ و خول... داری میری پارسا جون جونیتو ببینی...

تازه مامیت و باباجونتم هستن...

صغری و معصوم جونت...

ولی مگه اینها گذاشتن...

گذاشتن بابایی چشایه غمگین سیبشو باز نبینه...

گذاشتن؟

اخ که خیلی حرف دارم.. و کلی خاطره تعریف نکرده....

یکی از دوستام یه خونه ساخته...

حالا لینکش می کنم می بینید...

آسمان زندگیش آبیه... تو این سیاهی های چندش آور...

اسمشم ساندیه... اونم برا خودش حکایت داره...

ولی یعنی یه روز آفتابی.. بعد از یه عالم بارش بارون غم آلود...

دوست جونم آسمون زندگیت همواره آبی و دلت همواره روشن و آفتابی باد...

هاین جونمم برام یه کامنت گذاشته...

برا همون پست میلم دیگه....

براتون بذارم اینجا از غصه دق می کنین...

تازه کلی هم کامنت میلی یا به عبارت کومیل مونده که نذاشتم براتون...

کلی عکس هم مونده که نذاشتم براتون...

بذار یه کم خلوت بشه سرم...

براتون می ذارم...

راستی می دونین من شاید که نه.. حتما دوشنبه تشریف ندارم...

**** (برا مخاطب خیلی خاص!!!!!!!!!!!!!!!)

اونهایی که دوشنبه با من قرار دارین... اینو بخونین...

اگه گذرتون خورد اینورها.. لطفا.. پلییییییییز... خواهشمندم... به خاطر همون که خودت می دونی.. روزشو تغییر بده...

بحث مادر شوهر و این حرفهاست...

اگه هم نتونستین تغییر بدین .. حتما از بدشانسی همونه که می دونی.. و از کم سعادتی من...

در هر صورت این وسط یه نفر خوشحاله... اونم عزیزجونه... چون دیگه مجبور نیست دوشنبه پسته بخره و هلک  و هلک بیاد سر قرار تا بتونه از خجالتت دربیاد... اخه ماشین که نمیاره ... باید پیاده بیاد.. حالا موقع اومدن ذوق و شوق داره...

موقع رفتن که حتما حال نداره!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعد این دوره زمونه کسی نمیاد همچین مرد مهربانی رو بهش کمک کنه...

تازه خودت  رو بگو... کی باید تو رو ببره خونه... اونم با اون وضع قرار گذاشتنت!!!!!!!!!!!!!!!

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نانا

! سکوت اختيار ميکنم ! خوش بگذره ايشالله جای منم خالی کنين !

شهاب

سلام سيبی. خوبی؟؟؟

آگهيهای داتيسا

سلام سايت داتيسا- سايت آگهيهای تبليغاتی - برای معرفی خدمات و درج نیازمندیهای شما رایگان شد .... وبلاگ: datissa_ads.persianblog.ir حتما سر بزنید

سیب مهربون

دلم داره می ترکه... کلی حرف دارم... الان خبر رسید... شب مهمون...داریم... مهمونهامون خیلی عزیزن... ولی عزی جون من از بس می ترسه زنش سکته کنه بمیره .. ناراحته که دارن میان... کلی کار دارم... و تازه وقتی رفتم خونه نمی تونم بخوابم... متوجه این که؟ باید بشم یه سیب سر خوش.. دور از همه غصهای چپونده شده تو دلش... یه چیزی تو مایه های خنده های هیستریک... :(

مازنی پاپلی

سلام سیبی ، فعلا همین تا بعدها !!! خداحافظ همین حالا

مازنی پاپلی

باز هم سلام سیبی مهربون ؛ خانمی بد نیست فقط با غذا مشکل داره . نی نی فعلا بی سر و صدا و آرومه پیش مامانش . و اما من هی پر بدک نیستم . خداحافظ همین حالا

نانا

از همون خنده ها ؟ که چشم آدم نميدونم چرا يهو اينجوری ميشه : --------> ؟ ای امان از اين خنده ها !! که هر چی ميکشيم از اين سر خوشی های بی موقع است ! سر خوشی هيستريک !!!!! در کنار عزيزان !!!!!!!!!!!!!! هاه ! عزيزان !! چقدر اين به کلمه به بعضی ها مياد ! و چقدر هم از بعضی ها ميره !!!!!!!!!!!!!!! آره سيبی ! بخند خوش باش سر خوش باش نه به قول من خجسته باش بد جوری هم خجسته باش ! هر کسی لياقت ديدن غصه های آدمو نداره !! کسی هم که لياقت ديدن داره هيچ وقت نميتونه ببينه ! واسه اينکه به محض اينکه ببينه غصه داری جلوی چشماشو يه پرده نازک اشک ميگيره و نميبينه که تو داری غصه ميخوری ! پس همون بهتر که بخندی .. چه هيستريک باشه چه پارادوکس مجازی از اعجاز خجستگی !!!!!! بخند سيبی ! اونقدر بخند تا از چشمات اشک بياد .. پياز داغ مهربون درست کن کبريت هم نذار دم دهنت که بوی پياز رو بگيره

سیب مهربون

اخه پیاز داغ مهربون هق هق نداره نانا داره؟ صدای هق هقشو کجا ببرم؟ تازه... گفتی پیاز.. یادم افتاد بالاخره پیاز داغ نکردم بذارم تو فریزر حالا میان میگن: سیبی تو یه پیاز نداری تو فریزرت :(

سیب مهربون

دو نفر دارین کار می کنین یه فرش نخریدین تا این سرامیک ها دیده نشن حالا تو هر چی بگو بابا اینطوریه خونه های ما قرار نیست عین شما سه تا فرش رو هم پهن کنیم تا همه بدونن .. وای چقذه فرش دارن اینها

نانا

هی خواهر !! فرش که خوبه !! برو برس به داد دمپايی های تو حموم و دستشويی ! به عدد آدمهای روی زمين بايد دمپايی باشه اونجا !! برای رسيدن به .. از دست اين آدمها !