کتاب من!!!

دلم کتاب می خواد...

کتابی که زیبا و آرام باشه..

کتاب آروم و زیبا.. با هیجانات عشقی...

رمان نباشه.. شعر باشه یا داستان کوتاه..

کسی نیست واسم بخره...

نمی خواد خودم انتخاب کنم.. حال نمایشگاه رفتن هم ندارم... اصلا دیگه نمایشگاه دوست ندارم...

یه چیزی تو مایه های کتاب به نام خودم...

کسی نبود؟

........

پست قبلی به علت وجود عوامل مختلف روح نداشت.. شاید هم سر و ته..

ولی می دونم.. خوشحالم که دیدمشون هر چند کوتاه... انرژی خوبشون هنوز تو خونه ما جریان داره..

و من از دیدنشون خوشحالم..

/ 2 نظر / 12 بازدید
زهره

کمی تنبلی رو کنار بگذارو به نمایشگا برو.اونجا حال وهوات عوض میشه.[گل]

قزن

الهي دل همتون هميشه شاد باشه وسايه بزرگتراتون رو سرتون گسترده بمونه