هر روز خداحافظی... هر روز امید بازگشت!!!

چه حسی داره ها.. هر روز با عزیز ترذین ادمهای روی زمین که پدر و مادرت باشن خداحافظی کنی؟!!!

چه حسی داره هر روز به صدای رفتنشون گوش کنی؟

چه حسی داره هر روز یه بطری آب و یه بسته بیسکوییت بذاری تو کیفشون؟

چه حسی داره هر نیم ساعت به موبایل پدرت زنگ بزنی؟

چه حسی داره وقتی با یه دست دخترتو بغل کنی و با یه دست تایپ کنی در حالی که با سرت مواظبی دخترت به کیبورد دست نزنه... در حالیکه داره ارنجتو می خوره و هی به میز کامپیوتار لگد می زنه؟

(این ربطی نداشت)

چه حسی هر روز یه کارت اینترنت بخری و هر روز نتونی کانکت بشی...

چه حسی هر روز بعد اون همه خداحافظی با چای آماده منتظر اومدن بابات اینها بشی...

...

پ ن: باب هنوز نتونسته نوبت بستری بگیره... و ما اینجا خاله بازی می  کنیم... هر روز با هم روبوسی می کنیم و خداحافظی...

بابا پول داده برا دخترم حساب بانکی باز کنم... میگه ماشین می بره...

سرم . کمرم درد می کنه...

اینها همه پی نوشته ها...

از ترس اینکه نتونم باز کانکت شم داره ان لاین می نویسم..

چند وقته مهمون دارم...

سایز یه سری از چیزها اینقذدر تغییر کرده که گاهی به خودم شک می کنم...

از بس شلوار و شلوارک و ملافه شستم دستهام داغون شد...

کی گفت یه شیکم یزای خوب می شی؟ بهش بگین بدتر شد که بهتر نشد...

چیه نیشتو ببند حرفهای زنونه به تو چه اخه؟

/ 3 نظر / 3 بازدید
مسعود

سلام وبلاگ زیبایی داری. لذت بردم یه سری هم به وب من بزن.منتظرم[گل]

محسن

خيلي مطلب قشنگي بود دست گلت درد نكنه خوشحال مي شم اگه يه سري هم به وبلاگ من بزني. myes.presianblog.ir فقط اگه لطف كردي يه سري به ما زدي با ماؤس روي صفحه بكش چون قالبش مشكل داره.