راه رفتنت رو قربون!!

دیگه کاملا راه می ره..

البته خیلی می خوره زمین ها.. ولی دوست داره بیشتر راه بره تا چهار دست . پا بدوئه طرفم..

می دونم دلم برا چهار دست و پا رفتنت تنگ می شه...

الان وقتی دعواش م یکنم گاهی بغض م یکنه..

یا می چسبه به دیوار یا دراز می کشه..

بعد گریه می کنه...

الان دیوارها رو خط خطی می کنه..

رو دستش رو کاغذ خط خطی می کنه..

الان هفت تا دندون داره و یکی هم داره در میاد...

الان بیشتر از همیشه دوست داشتنی شده..

الان هر لحظه بیشتر از قبل دوسش دارم

جذب غذاهای قرمز می شه..

عاشق هندونه است..

با باباش نماز می خونه.. (من نماز نمی خونم)

مهر می خوره...

الان هم زیر پای منه و اذیت می  کنه نمی ذاره بنویسم..

وبلاگشو اپ م یکنم..

/ 2 نظر / 3 بازدید
...........

زندگی این مدلی چقدر به افکار مجردیت نزدیک هست؟

دختر مستقل

سلام. خیلی ذوق کردم که بچه ات بزرگ شده و سرحال و سالمه. وقتی باردار بودی میخوندمت... یادت هست؟