دوخت و دوز

دارم یه سری چیز میز واسه خواهرم می دوزم

به زودی خونه اش آماده می شه می ره سر خونه زندگیش

آخر هفته مامانم اینا میان

کلی کارهام مونده

با عزیز جون هوامون ابریه... ولی خیلیییییییییییی دوسش دارم

دخترکم روز به روز شیرین تر می شه گاهی دلم واسه نوزادیش تنگ می شه واسه روزهاییکه تازه زبون باز کرده بود

چیز زیادی از روزهاییکه تازه حرف می زد یادم نمیاد و از این بابت ناراحتم

فعلا بای

/ 1 نظر / 25 بازدید
فائزه

هر مردی، دقیقا هر مردی، توانایی داره که اعصاب آدمو صد در صد خرد کنه اما کاملا هم توانایی اینو داره که بعدا جبرانش کنه. خوشحالم حالت بهتره. خواهر گلت هم خوشبخت بشه انشالله. راستی دخترت ماشالله چه مهربون و باهوشه. خدا حفظش کنه برات. دو هفته ای از شروع کار وبلاگ گذشته و من وقت نکردم درست نظرسنجی بکنم. حالا که مامان حالش خوبه و در حال استراحت، من شبا وقت دارم که برای تکمیل و اصلاح کار وقت بذارم. خیلی ممنون می شم اگر وقت بذارید و به این سوالات من جواب بدین: اینکه وبلاگ برای این کار خوبه یا بریم سراغ وب سایت، اینکه محصولات ما برای شما جالبن، به دردتون می خورن یا نه؟ مثلا دوست دارین یه تقویم اختصاصی داشته باشین یا به نظرتون بیمزه اس؟ شما چی دوست دارین؟ چه چیزی می تونه برای شما جذاب باشه؟ خلاصه خوشحال می شم نظر شما رو بدونم. می دونم که وقت تونو می گیرم. اما نظر شما می تونه کمک خیلی بزرگی برای ما باشه. بازم ممنون