من هستم ولی خستم

هستم.. همین دور  بر ها.. پای آن کاج بلند

دنبال خوشی می گشتم

دنبال نوش دارویی واسه فرامو شکردن درهام

واسه روبرو نشدن

واسه در رفتن از زیر بار مسئولیت ها

واسه سر نزدن به اینجا

واسه ننوشتن

واسه خوش نشون دادن هر آنچه ناخوشیه

نوشتم

جای دیگه

با یه نقاب دیگه

عکس گذاشتم

تو عکس ها خندیدم

تو عکس ها خندیدیم

گاه واقعی

گاه غیر واقعی

چرند نوشتم

پرند نوشتم

تا دلم واشه

رفتم ورزش... واسه خودم سوژه پیدا کردم

رفتم خرید .. خودمو شرمنده اخلاق و مرام خودم کنم

رفتم تفریح

خودم رو شاااااااد شاد نشون دادم

اثرش یا بی اثر بود یا عین یه مسکن ضعیف فقط نیم ساعت دوام اورد

..........

هیچکی می دونه خسته ام یعنی چی؟ میدونه وقتی یه بغض تو گلوت باشه و حالا دیگه ندونی واسه چیه.. یعنی چی

خسته ام

خیلی خسته

/ 2 نظر / 19 بازدید

faghat mitonam barat rozhaye behtari arezo konam