Daisypath Anniversary tickers عنوان ندارد!!!!! - سيب مهربون

عنوان ندارد!!!!!

سلام
شنبه زیباتون به خیر...
خوبید؟ خوبیم.. شکر... هر کی میاد اینجا دعا کنه نی نی مون سالم به دنیا بیاد بیرون... وگرنه باید بیاد حلواخورون سیبی...
اگه کسی مشکلی تو دیدن عکسها داره... خوب بگه من عکسها رو با کله براش بفرستم... البته می فرستم حتی اگه نگه...یکی از بچه ها که اسمش عزیز جونه دیروز میگه چرا عکسات کله نداره... خوب البته بعدش منو بوسیده میگه قربونش برم...
توضیح: اول از دیدن خانومش بی کله ناراحت شد.. بعدش از اینکه دید خانومش نذاشته همه عکسشو ببینن خوشحال شد و از این روش گذاشتن عکس ذوقید و بعدشم دیگه معلومه که چی شد...
راستی از اونجاییکه من هنوز رضایت ندادم تلفن که نه گوشی بخریم از نوع جدیدش اگه زنگولیدید به منزل و جواب ندادم فکر نکنین شمارتون جایی ثبت شده ها... یه اس ام اسی تک زنگی به موبایلم بزنید باهاتون تماس می گیرم...
امروز زنگ زدم به بابام.. از ییلاق اومده بود.. اولش از من دلخور بود که چرا اونجا براش زنگ نزدم... بعدش گفتم بابا زنگ زدیم.. ژایین در حال پخت کبابا بودید... دیگه این شد که بابایی خوشحال شد.. تازه میگه کلی  دور و بر خونه رو مرتب کرده  برا نی نی تا بره ماشین سواری و... برقصه...
میگم بابا تا نی نی ما بخواد برقصه و ماشین سوار شه یه کم طول می کشه ها.. ولی چه کنیم دیگه .. بابابزرگه و عاشق دخترش و دختر دخترش...(چقذه خودمون رو تحویل گرفتم)
میگم برا شما هم تو خونه همش بوی خاک میاد؟ دارم خفه میشم از بوی خاک...یه چیزی بگم نگین تو دلتون چه لوس...
من و دخترم دیشب کلی آبغوره گرفتیم... چون عزیز جون امروز می خواست بره سر کار...
خوب من دلم براش تنگ میشه خوب...
کلی گریه کردم.... هر چند عزیز جونم تو دلش ناراحت بود.. ولی در اوج ناراحتی از گریه ما اون گوشه لبهاش یه لبخند بود که نشون از خوشحالیش می داد...
خوب هر مردی خوشحال میشه ببینه اینقدر همسرش دوسش داره.. نمیشه؟ (ای بترکه چشم حسود هی)
راستی ممزی خان دستت درد نکنه .. هم بابت دعوتنامه ات هم بابت اینکه تونستم عکس بذارم...
هر کی هم عکس رو ندید بگه تا براش بفرستم...
راستی من چون در منزل هستم پس یاهو مسنجر هم دارم... این یعنی اگه خواستید بیشتر صحبت کنیم .. ایدیتون رو هم برام بذارین تا ادتون کنم تو یاهو... البته یه موقع اومدین هی گفتین سیبی و جواب نشنیدین بدونین عزیز جون پشت کامیه و من فقط ان لاین هستم...
بعد مدتها دیشب یه کم بهتر خوابیدم...
دلم برا دوستای جون جونیم تنگ شده... اون دوستم هم که مشکل داره و نگفته مشکلش چیه خدا کنه زودتر مشکلش حل شه...

برا صغری باز خواستگار اومده... باز عزی جون نگران شده که نکنه بگه آره...

صغری شاید تا سه شنبه اومد...

امشب آش داریم...

یه فامیل نزدیک شوهر دارم که کلی با کلاسه.. البته معلولیت داره تا حدود زیادی... تنها کسی که تو سیزده بدر سر سفره با خوشحالی گفته سال دیگه سیبی هم هست اینجا اون بوده....

تازه اینقذه با کلاسه از وقتی فهمیده من دختر دارم داره دنبال یه اسم می گرده بر وزن اسم من...
تا بعد بای..
راستی شالشو ببین چه بهش میاد!!!!

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٧




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0