Daisypath Anniversary tickers سيب مهربون

 

سلام

خوبید؟ خوبیم...

فقط کمی خسته ام..

یعنی بدنم درد می کنه..

سرما خوردم..

نهار چرب هم خوردم...

دعا کنین قندم نره بالا...

دیشب شام پیش ازی اینها بودیم.. اون دوستم هم اومده بود...

با عزیز جون بعد شام اومدیم خونه...

دیر خوابیدم..

خیلی بد می خوابم...

تازه با دخترکم رفتیم حموم... براش کلی توضیح دادم .. در مورد نظافت.. تمیزی.. لوازم شخصی...

اینقدر دیشب حرف زدم که خودم دهنم کف کرد...

موهام کمی خیس بود انگاری... الان حالم خوب نیست زیاد...

باباش قند تو دلش آب میشه.. وقیت نازنین دخترمون ورجه وورجه می کنه...

کی میشه سر حال بیام بریم برا دخترم گل سر بگیریم.. هرچند الان هم دختر نازم کم گل سر نداره... خودشم تاج سره...

بریم براش لوجه لب بگیریم.. لیمل بگیریم... ترم پودر بگیریم... (رژ لب.. ریمل.. کرم پودر)..

البته باباش میگه دخترک زیبای من خودش اینقدر قشنگه که باید بریم براش زشت کننده بخریم چشش نزنن...

هر موقع به اون فکر می کنم.. یه دختر کوچولوی مو فرفری با یه شلوار قرمز که پایینش کش داره و یه عروسک اندازه خودشو (خرس) داره به زور راه می بره میاد تو ذهنم...

می دونم این یه تصویر از کودکی خودمه...

یه شلوار قرمز داشتم که مامی با بلوز سفید تنم می کرد با یه کفشهای قرمز که امیدوارم دور ننداخته باشنش...

یه بلوز خیلی ملوس بود.. دم استینش چین چینی بود...

موهام کوتاه بود.. ولی فرفر بود...

گاهی در نهایت قساوت دوست دارم نی نی خوشگلم شبیه خودم بشه...

البته منظورم کوچیکیهامه...

دلیلشو نمی گم...

ولی همیشه ارزو داشتم اگه پسر باشه عین عین عین باباش باشه...

خداییش مرد به این خوبی.. حیفه یه دونه باشه تو دنیا...

خداییش حیفه..

مهربون من.. دختر نازنینم... خیلی دوست داریم...

تو که می شنوی مامان جون با چه ذوقی در موردت حرف می زنه...

همه دوست داریم... قشنگ نازم...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0