Daisypath Anniversary tickers خیلی خسته شدم... - سيب مهربون

خیلی خسته شدم...

سلام خوبیم...

فقط نمیدونم چرا دختر گلم تکون نمیخوره...

خیلی نگرانشم... خیلی...

الان دو سه روزهکه حالم باز بد شده...

می ترسم اون ویار لعنتی باز بیاد سراغم..

البته احساس کمبود انرژی دارم... طیبه میگه از ۶ ماه به بعد همش میخوابیده...

ولی من دلم نمی خواد خیلی بخوابم..  خوب همیشهخوابم نمیاد دیگه..

دخترکم صدای مامانی رو شنید داره تکون می خوره...

تازه فهمیدم مادر شدم... یعنی دارم میشم... چیه تعجب نداره که.. منظورم اینهکه تازه دارم میفهمم روی بچه کوچیک ها حساس شدم.. طاقت ناراحتی هیچ بچه ای رو ندارم..

الان یکی از همکارها متنی رو برام فرستاد.. توش دو تا بچه یخ زده بودن.. پاهاشون قرمز شده بود...و....

باز بغضم گرفت...

گاهی فکرمیکنم من مادر خوبی میشم.. تا قبل اینکه کارهای عجیب یکی از بچه های رو ببینم به نظرم مادر بد وجود نداشت...

ولی الان می بینم مادر بد هم هست...

هر چند همیشه بد نیست.. ولی بد...

مادری که.... (بی خیال بابا)

فقط ازاینکه به خاطر من اینطوری نشده خوشحالم.. انگاری از قدیم هم ریب می زد...

خدایا .. خدایا کمک کن خوب باشم...

می دونم چرا اسم نی نی خوشگلمون رو این گذاشتم.. چون اون مهربونه.. می تونه ببخشه.. .. دختر من مهربون و بخشنده است...

به شیکم عزیز جون گیر می دم. نه اینکه ناراحت چاقیش باشم نه. نگران سلامتیشم.. ولی طاقت ندارم رژیم هم بگیره...

دیشب دیدم نون نخورد... وقتی گفت دیدی ناز نازان نون نخوردم... غصه دار شدم..

میگه عزیز دلم.. خودت گفتی دخترمون بابای شیکم گنده نمی خواد...

تازه میگه گاهی خیلی گرسنه ام میشه تو اداره.. بهش راه کار نشون دادم..

چند شبه نازنینم ورزش هم می کنه...

بهش میگم دوست دارم همیشه سلامت باشی و ما دخترها رو تنها نذاری...

یاد انفولانزاهه افتادم ها...

من برم .. خیلی خسته ام..

البته الانه هستم ها... ساعت ۱۸ می ریم..

پسرها میان دنبال دخترها...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0