Daisypath Anniversary tickers آخ من به قربون تو... - سيب مهربون

آخ من به قربون تو...

الانه زنگولیدم خونه...

پارسا جونم گوشی رو برداشت.. می گم من کیم.. میگه عمه سیبی هستی...

گوشی بده عمو صوحبت کنم..

نه عمه نمیشه..

میشه..

به موبایل عمو زنگ بزن... عمو پیش من نیست..

هست..

نیست...

کجایه؟

اداره؟

چرا؟

کار کنه پول دربیاره برای تو اسمال تیتیز بخره...

آهاااااااااااااااااااان.. باشه...

پارسا سرما خوردی؟

آره.. نه پارسا سرما نخورده... رفته دکتر..  (و اینجا ماحرای تصادفی ای که اورده بودن بیمارستان رو تعریف می کنه)

داشتی چیکار می کردی؟

داشتم .. فیلم عروسی عمه سیبی رو نگاه می  کردم... خیلی خووووووشگل شده بودی ها... عروس شدی خوشگل بودی  هاااااااااا... سلام برسون.. کار نداری خداحافظ...

.

.

پ ن: اینو یادم رفت یادم بیاد براتون می گم...

.

.

پی نوشته های بی ربط:

۱- اگه یه خانومی دیدین داره خیلی تابلو به یه زن حامله نگاه می کنه .. شک نکنین اون زهره است... چون اون عاشق زنهای حامله است... چراشو نمی دونم...

۲- اون چف ی ه  هه یادتونه با پودر صابون شستمش.. حالا بوی نوزاد میده...

۳- دیروز عزی زجون میگه راه رفتنت دیگه شبیه خانوم های نی نی دار شده... و بعد کای ذوق کرد...

۴- من و عزیز جون شدیم عین منو سمیرا تو دوره دانشجویی...

چطوری؟

خوب اینطوری ..بهمکالمه زیر گوش دهید...

عزیز جون: سیبی پاشو دیره...

من: خوب خودتم پاشو.. تو کارات بیشتر ازمنه...

من خیلی سرم درد می کنه..گیج میره..

خوب چی کار کنم برات.. عزیز دلم...

می تونی یه کم دیر بریم؟

هووووووم. خوب بریم...

عزیز جون در حال بو س یدن من... مرسی عزیزم و تپ.. دقیقا تپ می افته و می خوابه...

گاهی هم این مکالمه جای نفر اول و دومش عوض میشه...

۵- یاد روزگاران خوش گذشته افتاده بودم.. هی اندکی داغ نمودیم... الانه برطرف شد... خدا کنه همه خوش باشن...

۶- من شب یلدا یه عالم خورایک می خورم حالا می بینین..

۷- هنوز هم ماهی قزل و غذای عروسی دلم می خواد...

۸- خالجان منو کسی ندیده؟

۹- دیگه یه عالم حرف داشتم ها یادم رفت...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0