Daisypath Anniversary tickers حرفهای قلمبه شده ۴.... شنبه ای که گذشت... - سيب مهربون

حرفهای قلمبه شده ۴.... شنبه ای که گذشت...

این دیگه ما ل دیروز بود دیگه.. صبح عزی جون از من خواهش کرد با این کمرم نرم اداره... منم نرفتم...

تا ظهر اندرون بستر بالاجبار درد خفتیدیم و هی اشک ریختیم ... نه از درد بلکه از درد..

درد اول جسمی بود.. در دوم درد دوری از همسر...

نهار کمی خوردیم...

بعد باز خفتیدیم... در حالی که گوشی در دست بودیم...

شب قبل برای برادر شوهر و پارسا ذرت بو داده درست نمودیم.. و البته برای پارسا اسمال تیتیز (اسمارتیز ) هم خریده بودیم...

سه کله پوک قرار بود با همسری بیاین کرج...

ساعت حدود ۱۶ راه افتادن...

و من کمتر نگران همسر بودم.. چون همسفر داشت...

از جای برخاستم و رفتم تا مرغ تازه بخرم و برایشان قوتی آماده سازم...

جاتون خالی مرغ درست کردم آه....

قارچ و سیب زمینی و این حرفها هم داشت...

بادمجون کباب هم بود...

برا امروز هم یه خورشت رو نیمه اماده کردم... محلیه.. ما میگیم هلابه... یا هلوآبه...

ساعت ۲۱ اونها اومدن قبلش هم من گلاب به روتون شدم.. چراشو نمی دونم....

یه هفته بود خوب بودم ها...

شام کوفتم شد... ولی بقیه تعریف کردن...

خوابم نمی برد.. تا صبح جون کندم....

من برم دیگه.. امروز قراره خودم برم خونه....

هم حالم خوب نیست.. هم اینکه عزیز جونم خیلی دیر میاد...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0