Daisypath Anniversary tickers مکالمه من و پدربچه ها!!!! - سيب مهربون

مکالمه من و پدربچه ها!!!!

دیرین دیرین دین... دیم دارام دارام دام.... دلن دولونگ دیلینگ....

ویییییییی. .... لرزش شدید... لرزش شدیددددددددددددد...

چیه؟ چرا اینطوری نگام می کنین؟

خوب این مکالمه ما نبود که... این صدای زنگ و ویبره موبایل اینجانب بود...

حالا ادامه ماجرا...

پ*

* همون پدر بچه ها..

من**

**همون من...

پ: سلام عزززززززززززززززززززییییییییییییییییییییییزززززززززززززززززززززززززززززززم

من: سلام...

پ: خوبیییییییییییییییییییییییییی؟ بهتررررررررررررررررررررر شدی؟

من: بد نیستم... بهترم .... (خوب امروز در حال مرگ نسبی اومدم سر کار)

پ: چه خبر؟ خووووووووش م یگذره؟

من:!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! هی می گذره...

پ: (این وسط یهو چطوری رفت سر اصل مطلب یادم نیستها....) کی کارت تموم میشه؟

من: زود تموم میشه... همون وقت اداری...

پ: خب من چیکار کنم... اینها اومدن می گن باید شام بمونی...

من: خوب...

پ: بمونم یا بیام دنبالت با هم بریم... اصلا خودت یم تونی با خطی ها بری؟

من: در حالی که بدجنسی و شرارت تو چشام موج می زنه.. نه نم یتونم.. بیا دنبالم...

پ: خوب آخه رییس دستور داده باید بمونی...

من: خوب پس چرا از من می پرسی...

پ: دید من نمی خندم خنده اش گرفته هی م یخنده...

من: خو ب کاری نداری؟

پ: چرا دارم... حالا من چیکار کنم.. نمی تونی خودت بری؟ بیام دنبالت؟

من:  نه نمی تونم...

پ: آخه دستور رییسه..

من: شاید بتونم...

پ: خو ب به من زنگ بزن که چیکار می کنی خوب؟

من: خوب...

.................................

توجه دارین...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0