Daisypath Anniversary tickers و اما mas alaton!!!!!! - سيب مهربون

و اما mas alaton!!!!!!

تو عمرم اینهمه نخورده بودم...

چوب و کتک رو نمی گم که...

غذا رو میگم..

خیلی دلم سنگینه..

ولی از اون سیب ترش ها سر کوچه اداره داشتن ، امرو زخریدم...

خیلی حالم رو بهتر کرده.. و رو احوالاتم تاثیر مثبت داشته...

احوالات می دونم عربیه...

حالا انگاری من چقدر درست می نویسم که ا ین یکی رو بخوام درست کنم...

یادش به خیر ..

اون روزها که دانشگاه بودیم...

جوون بودیم...

سحر که می شد من برا بچه ها مسئله می گفتم...

یه چادر یا دو سه تا شال رو بچه ها برام می بستن رو سرم...

یه چادر هم می انداختم رو دوشم... یه همچین غوز می کردم... غوز یا قوز... و شروع میکردم به مسئله گفتن...

خیر سرشون پدرسوخته ها گاهی مسئله های بی ادبی از من می پرسیدن .. منم دهن روزه.. مجبور می شدم اراجیف بگم براشون...

خداییش ... خندوندن یه مشت خلق بیکار دور از خانه و خانواده و شهر و دیار ثوابش بیشتر نبود؟

منکه ثواب خندوندن و شادمانه شدن اونها رو به داغون شدن روزه هام خریدم...

البته این موضوع از اون روزی شروع شد که معصومه و سعید برا اولین بار.. داشتن روزه می گرفتن...

چقدر من اینها رو اذیت کردم..

خدایا منو به خاطر همه آزارهام و کرم هایی که ریختم ببخش...

(خودمونیم ها بعد چندین روز از مود مامان بازی دراومدیم بیرون و به همچنان به امر چرت و پرت گفتن پرداختیم.. به عبارت دیگه.. از مود عق و عوق اومدیم بیرون)

خدایا منو به خاطر همه اشکهاییکه از معصوم جان درآوردم ببخش...

البته شیرین اذیت می کردم ها...

داشتم می گفتم..

برو بچز روزه داشتن...

من بعد سحر بود بهشون گفتم...

شما دستشویی رفته بودین...

اونها گفتن نه...

گفتم غیر دستشویی رفتن نباید چیز میز نامرئی از شما خارج بشه ها...

اونها گفتن چرا؟

گفتم همونطور که وضو رو باطل می کنه... همون گازهای معده روزه رو هم باطل می کنه ها...

معصوم گفت: خوب دست ما نیست که.. شاید رفتیم دستشویی و یه اتفاقی افتاد...

گفتم خوب روزتون باطل میشه دیگه...

نزدیکهای ظهر بود دیدم معصومه داره گریه می کنه...

من نمی دونم چرا زنده ام...

آخه اونروز حتما مامان منو می کشت...

بیچاره رفته بود دستشوییو احساس کرده بود روزش باطل شده...

سعید که تا سعی داشت نرفت دستشویی و دل درد گرفته بود...

ولی بابام بعد اینکه بهم اخم کرد.. کلی خندید..

گفت ای مارمولکه... چرا بچه هیا معصوم منو اذیت می کنی...

خدایا منو ببخش...

حالا براتون به زودی  از مسائل روزه در ماه مبارک می گم...

همونها که خودم ساختم..

ببینین خیلی هوشمندانه بوده...

یکیشو برا امروز میگم...

.

.

مسئلهٌ:

اگر در ماه مبارک... قبل اذان صبح آدامسی در دهان بگذارید و آن را در حد ترخص بجوید...* می توانید به جویدن آدامس تا هر ساعتی قبل از افطار ادامه دهید...

مادامی که آدامس را از دهان بیرون نیاوردید... حق جویدن دارید...

ولی یکبار که بیرون آورید و در هوای عادی اتاق آدامس خشک شود.. جویدن آن جایز نیست.. و موجب باطل شدن روزه خواهد شد...

باشد که خداوند باریتعالی طاعات شما را مورد قبول خود قرار دهد...

آسمانی باشید و آبی باشید و سبز باشید و خوشحال (ادای اینها که می خوان جوونها رو جذب خودشون کنن بود... یه خنده هر هر ی هم بذارین پشت بندش)

.

*جویدن در حد ترخص یعنی انقدر بجوی که شیرینی اش تمام شده باشد...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0