Daisypath Anniversary tickers عمليات غافلگيرانه!!! - سيب مهربون

عمليات غافلگيرانه!!!

دیشب در یک عملیات غافلگیرانه شام خوردم...

چطوری؟

نزدیکیهای خونه که رسیدیم احساس کردم دلم قورمه سبزی می خواد...

دیگه لال مونی نگرفتم و به درد خودم نساختم...

به عزیز جون گفتم برام از این رستورانه قورمه سبزی میخری؟

اونم خندان و شادان جلدی پرید پایین و رفت برام خرید...

جاتون خالی..

دلم ضعف رفت تا برسیم خونه...

هر چند عزیز جون برام قاشق هم گرفته بود تا معطل نشم..

ولی دیدم می ریزه...

رسیدیم خونه.. من و نی نی تندی رفتیم دست و رومون رو شستیم و دو سه قاشق خوردیم...

بعد دیگه خیار پوست کندم و ماست آب کردم و این حرفها تا عزیز جون بیاد..

فداش بشم..

دیشب بعد از مدتها شام خورد گل من...

اینقدر هم خوشحال بود...

گفت دیگه فهمیدم چطوری غافلگیر میشی و غذا میخوری...

آخه دیروز از ساعت ۷ دیگه روده هامو تو چشمام می تونستین ببینین...

بعد شام هم کمی بیدار موندم... تا این غذاها برن پایین...

بعد خوابیدیم...

نیمه شب بود بیدار شدم...

از بس سردم شده بود... تازه تشنم هم بود...

عزیز جون طفلی انگاری خوابش به یه فوت بند شده این چند وقت... من نشستم اونم نشست...

نگران شده بود که چم شده؟

گفتم هیچی تشنمه... هوس هلو هم کردم!!!!!!!!!

فکر کن ساعت ۳ صبح....

طفلی رفت برام آورد... موند تا بخورم....

بعدشم با خیال راحت خوابید...

حالا امروز اینجا قیمه داریم...

من خیلی هوس قیمه هم کرده بودم...

طبق معمول نصف غذام می مونه...

م یذارمش تو یخچال تا غروب قبل رفتن گرم کنم بخورم...

امروز دارم اینجوری خودمو غافلگیر می کنم...

اگه بدونین چقدر خوابم میاد...

تا صبح داشتم خواب امتحان می دیدم...

تازه مسئله رو واقعا حل کردم...

از روش استقراء... درواقع روش حل من شگفت انگیز بود...

ولی حیف فقط یه سوال رو رسیدم جواب دادم...

از بس سالن امتحان شلوغ پلوغ بود... و سر و ته نداشت...

دلم می خواد امروز زودتر تموم شه برم خونه...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0