Daisypath Anniversary tickers جهت جن زدایی است و بس... - سيب مهربون

جهت جن زدایی است و بس...

من چون آناتول فیلاته در نقش سیهی لشکرم باید تو شرکت بمونم.. تا کسی نفهمه همه رفتن.. الانم این شکلی شده قیافم.. تو اینه دیدم خودمو.. شاید هم اینطوری بودم..این من بیدم

امروز یه هدیه گرفتم.. چی گرفتم رو بعدا می گم... برا تولدم...

می خواستم دیگه برم خونه.. ولی گفتم اگه چهارشنبه رو  (امیدوارم روز خوبی برات باشه) با حال بد تموم کنم.. این جن من ها باهام میان خونه.. بعد اخر هفتمون رو مزین می کنن...

ما همینطور مزین هستیم...

راسیت می دونستین این و ..ز..ی.....ر ن.....ف....ت رو دارن عوض می کنن...  شما رو نمی دونم.. ولی به زودی اگه کیس جدید مورد نظر بنده ریاست رو بر عهده بگیرن... دیگه سفره ما بوی ن ف ت میگیره... (فک کن ...)هورا هوراالبته اینو محض سوزوندن اونجاتون گفتم... وگرنه ما رو چه به  این بوها...

تجربه نشون داده ما هر وقت بسان بالا پایکوبی نماییم قبل از همه اونجای خودمون رو می سوزونن...

تا حالا انگشتتو کردی تو ناف یکی و هی انگشتتو بپیچونی؟!!!!!!!!کیفور میشی ها کلی کیف داره...

کیف که نه کیف...

حالا راه نیفتی دستتو بکنی تو ناف مردم... من منظورم از یکی عروسک بود...

من یه اسب آبیه .. آبی دارم... که فقط دلت می خواد هی دستتو بکنی تو دماغش یا نافش...

دلم می خواد یه مهمونی با حال برا تولدم بگیرم...

همه اینطوری بزنن برقصن...دوبس دوبس دوبس...نی نای نای . نی نای نای

تازه کردی هم می تونین برقصین ها.. کلی حال میدهحالا کردیه یا لزگی؟!!!

اگه رقص بلد نبودی عین پارسا جون که هی دور خودش می گرده و می دوئه اینور اونور می تونین برقصین..این پارساست

فقط یه خورده با جاش مشکل دارم...

خلاصه دارم فکرمی کنم شام چی درست کنم..

سمبوسه که حتمی درست می کنم...

دیگه چی درست کنم؟

سالاد ماکارونی هم حتما هست...

دلتون اب نیفته.. راستی با روزش هم مشکل دارم.. وسط هفته میشه...

شاید اخر هفته به مناسبت نامزدیم مهمونی دادم.. پنجشنبه شب هم هست خیلی هم خوبه..

آره این بهتره...

چه خوب شد ها...

برا روز تولدم یعنی مهمون نداشته باشم؟!!!!!

کیک چی!!!!!!!!!

بدون کیک و شمع که نمیشه آرزو کرد..

باید حالا تصمیممو بگیرم... بهتون میگم دیگه...

کسی هم عین من وجود داره که از بوجود اومدنش خوشحال باشه!!!!!

دیگه اسمایلی نداریم..خسته شدم خوب...

من بیچاره امرو زباید خودم برم خونه...

عزیز جون باز با این مجید ریختن .... .... ... ... جلسه دارن!!!!!!

البتاه ببخشید ها.. یه هوو داشتم مهدی بود.. حالا مجید هم بهش اضافه شده...

ولی تا باشه از این هووها...

چرا؟ هیچی بابا ... همون بوی نفت از اونجا میاد دیگه...

مامی اینها همه برگشتن منزل جز معصوم..

اینقدر می خواد ییلاق بمونه تا یه شوهر گیرش بیاد...

البته معصوم جهت نگهداری از مادر بزرگ انتخاب شده... تا اطلاع ثانوی...

من دیگه برم دیگه..

حالم خوبه ها.. فقط نمی دونم چرا زیر چشام سیاه شده...

راستی باز ویار ترشی گرفتم...

گرسنم شده.. شام چی بخوریم؟

من برم دیگه خواهر...

بوس بوس کاری ندارین؟

یه کم بهتر شدم ها..

:)

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0