Daisypath Anniversary tickers حرفهای نگفته ام با تو ...شاید ۱ - سيب مهربون

حرفهای نگفته ام با تو ...شاید ۱

***الان ۳ ساعته که نه اس ام اس زدی نه برام زنگ زدی...

می دونم تو راهین...

می دونم خسته ای..

تازه مهمونی شبو بگو...

حالا که من نیستم کی لباساتو برات اتو کنه؟ کی بگه چی می پوشی عزیز دلم..

کسی غیر از منم می تونه بهت بگه عزیز دلم؟

مامیت همراته و می دونی نمیتونم بهت زنگ بزنم...

می دونستم وقتی اونجایی یه طوری به یه بهانه ای دو در می کنی تا برام یواشکی زنگ بزنی و باز با هم عشقولانه باشیم...

می دونم از اینکه نیم تونستم ببوسمت (چون تو اداره ام)لجت دراومدهو گبرا همین گفتی یه جای خلوتتر نمی تونی بری؟

ولی تو خونه که بودم دیدی...

حالا امشب.. میون اون همه شلوغی می تونی برام زنگ بزنی...

حالا امشب میتونم گریه نکنم برات...

حالا امشب باز ماه تو آسمون می مونه تا من تو رو ببینم؟

داداشی گیر داده که برم خونشون...

تازه شب باهاشون برم مهمونی...

بهش گفتم امشب تهرانم...

آزی ۱۰ بار زنگیده که بیا اینجا... از شمال اومده... ولی من حال ندارم...

دعا کن..کسی نفهمه من خونه میرم...

باز می خوام تنها باشم...

تو نیستی نمی خوام کس دیگه ای باشه...

خونمون پره از عطر وجود تو..

یه چیزی بگم نخندی ها...

اون تی شرت جدیدتو که رو مبل جا گذاشتی رو دیشب برش داشتم بذارم سرجاش.. که یهو... زدم زیر گریه...

نشستم لبه تخت و تیشرتتو بغل کردم و تا کی هی زار زدم...

دیونگیهام برات خنده داره شاید...

عزیزم.. خیلی دلم برات تنگ شده...

کاش زودتر فردا شب بشه...

کاش تو زودتر زودتر بیای پیشم...

خیلی دوست دارم...

خیلی...

راستی نغمه برا نی نی نداشتمون کادو آورده؟

می خوام تا با مامیت نرسیدین خونه خاله براش زنگ بزنم...

امشب خیلی هوای پارسا جونمو داشته باشی ها...

طفلی هی میره تو اتاقها دنبال من می گرده...

نکنه ببینم اشکاش در بیاد ها...

مامیم اینها هم هستن...

راستی فردا میری باز خونه مامیم دیگه...

نازی .. باباییمو بگو... عین خودمه.. می دونم امشب هی میره ومیاد میگه جای دختر گلم و اونهایی که نیستن خالی...

می دونم باز از اینهمه ابراز محبت مامیت خوشش نمیاد...

ولی می دونی باباییمه دیگه...

من باید برم به کارهام برسم...

باز اگه شد میام برات حرف می زنم...

فعلا بای عزیز دلم...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0