Daisypath Anniversary tickers رخ ماهت در ماه عیان بود.... - سيب مهربون

رخ ماهت در ماه عیان بود....

سلام عزیزم...

الانه کلی با هم حرفیدیم.. و می دونم خوبی... صدای مهربونتو نبینم گرفته باشه ها...

دل مهربونت نبینم غصه داشته باشه ها...

میدونمیهروز میای و میخونی اینها رو .. برا همین می نویسم...

می دونم گاهی یواشکی میای و بهم نمی گی.. برا همین می نویسم...

دیرو زکلی برات اف گذاشتم.. تا هر وقت میلتو با زکردی بخونیشون...

دیروز از اداره که رفتم بیرون.. رفتم رادیولوژی... خانومه یه طوری گفت بخوابم... و پاهامو به هم یه مدلی چسبوند که کمرم از درد مرد...

نمی دونی دیشب اینقدر درد داشتم که حد نداشت...

مردم و زنده شدم تا رسیدم خونه...

اس ام است که رسید و خوندم.. اشکام دراومد...

ببخشید.. ولی راننده ندید... اخه هوا تاریک بود...

ولی خیلی بغضی بودم... خیلی...

وقتی رسیدم.. رفتم ماست و بیسکویت خریدم..

بیسکویت ها برا تو خردم که صبحها دوست داری با چاییت بخوری...

بعدشم برات ماست چکیده خریدم...

و رفتم سبزی معطر خریدم تا برات سمبوسه درست کنم...

می دونم خیلی دوست داری...

و من تا حالا برات درست نکردم...

الانه چند رو زبود تو فکرش بودم...

بعدش که رسیدم خونه نمی دونم چرا هی بغضمو خوردم...

ساعت ۲۱ بود که رسیدم خونه...

ساعت ۲۲ هم شاممو خوردم...

قبلش که زنگ زدی دیگه دست خودم نبود که گریه نکنم...

ببخشید...

بعدشم رفتم تو رختخواب...

برعکس تو که وقتی من نباشم میای تو هال می خوابی.... وقتی تو نباشی من حتما باید رو تخت خودمون بخوابم...

تنها جاییکه می تونم راحت باشم... هم خونه خودمونه...

دیگه نمی دونم تا کی به ماه نگاه کردم...و برات بوس فرستادم...

دیگه نمی دونم ساعت چند شد که دیگه به یاد تو چشام به خواب رفت...

.

.

*** صبح هم خیلی گریه ای بودم... برا اینکه کسی اشکامو نبینه رفتم زیر دوش برا خودم زار زدم...

الانم چشام خیلی می سوزه...

.

***امشب هم باید تنها باشم...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0