Daisypath Anniversary tickers قلقلک!!!... قسمت سوم - سيب مهربون

قلقلک!!!... قسمت سوم

***شنیدم بالاخره داره نقاطی که بنزین نشت می کنه زیاد میشه...

اینقذه هی خندم گرفت که خدا می دونه...

ولی به دلایلی نمی تونم براتون توضیح بدم..

شما هم عین سپنتا.. با خنده من بخندین...

اصلا هم مهم نباشه براتون که به چی می خندیم...

***می گم .. هنو زسر کوچه اونها ارزونیه؟

هی این سوال به ذهنم می رسه که سر کوچه اونها هیچ بچه ای از درد گرسنگی گریه نمی کنه؟

هیچ زنی مجبور به خودفروشی نمیشه؟

هیچ مردی نیست که در حسرت دیدن فرزندانش وقتی بیدارن صبحها خسته از خونه بیاد بیرون؟

و یه عالم سوال دیگه.. که پرسیدنش باعث مکدر شدن خاطر عزیزتان خواهد شد...

.. دیروز باز اینهمه سوال اومد تو ذهنم...

و یاد شما افتادم...

شما نه.. اون شما که سر کوچشون همه چیز ارزونه..

حتی شیر...

و هیچ کس از ساعت ۵ صبح تو صف شیر نمی مونه...

آره یاد شما افتادم... نه اینکه فکر کنی برا احترام بهت میگم شما نه...

برا این میگم شما . چون تو وامثال تو زیادن... جمعتون کنیم میشین شما...

شما که من با اینهمه فرک بعید م یدونم اصلا خونتون کوچه ای هم داشته باشه...

و این حرفهاتون عین همه سیاه بازی های دیگتونه...

اصلا شما تا شعاع چند کیلومتریتون رو نمی تونین ببینین...

چه برسه به اینکه ببینین آیا اصلا کوچه ای دارین؟ یا سر کوچه ای که بچه ها اونجا فال حافظ بفروشن تابستونها...

شما دورترین جایی که میبینین.. و البته همیشه می بینین.. جیبتون.. اسناد املاک داخل گاو صندوقتون.. حساب های ارزیتون... و نقشه برج هاتون و البته نوک دماغتونه...

و البته یه چشم اندازی هم می بینین...

اون دیگه یه حداقل ۴ سال دورتر از شماست... چشم انداز زندگیتون و برنامه برای اون تا ۴ سال آیندتون... از وقتیکه دچار این مرض شدین...

راستی اسم بیماریتون چیه؟ آخه هیچ دکتری نتونسته اسمی براش بذاره...

چون هم نزدیک بینین.. هم دوربین... دوبین یا خود بین چطوره؟

اسمشو می ذاریم خود بین.. خوبه؟

خیلی حرف زدم...

نخوندی و متوجه نشد ی هم خودتو اذیت نکن...

داشتم خفه می شدم خوب...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ امرداد ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0