Daisypath Anniversary tickers چهارشنبه و شنبه - سيب مهربون

چهارشنبه و شنبه

سلام

صبح به خیر. خوبین؟

خوبم.. مرسی...

می دونین .. هر رو زکه میام سر ایستگاه ماشین بگیرم.. صف طولانی تر از روز پیشه.. ماشین کمتر از روز پیش...

دیگه داره بنزینهاشون ته می کشه...

یه خبر...

شاید پارسا خوشگلم امرو زبیاد... می دونی من چقدر از دیشب خوشحالم؟

تو پوست خودم نمیگنجم... برا همین چاقتر از دیروز شدم...

فردا نهار تولد دعوتم...

پارسا اینها هم هستن...

به خاله جون عزیز جون دیشب زنگیدیم... کلی باز تشکر کرد... یه سری دیگه هم سفارش خرید گرفتم...

اخ جون خرید...

این هفته .. یعنی این اخر هفته از اون اخر هفته های قاراشمیشه...

ولی چون پارسا جونم یه جای دیگه داره.. برنامه ام با اون تنظیم میکنم...

برنامه هایی که برا این هفته داشتم این بود... پنجشنبه برم خرید...... شبش با مهدی اینها شام بریم بیرون... یعنی درست کنم ببریم بیرون بخوریم...

فرداش بریم خونه خاله جهت پرو لباس...

شب هم بیام خونه...

ولی...

ولی....

ازی زنگید : سیبی برا کوروش کبیر تولد داریم...

بنابر این برنامه پنج شنبه عوض شد...

طیب زنگید داره میاد...

به ازی زنگیدیم ما نیستیم داداش...

ولی کلی همه چی هی به هم خورد اخرش هم...

پنج شنبه  ظهر مهمونم...

شب بیکارم...

فرداش خونه خالم...

اصلا حوصله ندارم حالا که پرشین مرده تایپ کنم...

خوب شد؟؟؟

 

***

***

***

امروز شنبه است...

صبحتون به خیر و شادی...

حالتون خوبه؟

منم شکر خوبم...

خوبم؟!

بازم شکر که هنوز می تونم بگم خوبم!

کلی برنامه های قاطی پاتی آخر هفته به این ختم شد که...

از خیر مهمونی ظهر پنجشنبه گذشتیم...

من چهارشنبه که رسیدم خونه غذا ساختم... به داداشی زنگیدم...

با برو بچز شام رفتیم بیرون...

پنجشنبه خونه بودم...

استراحت مطلق!!!!!!!!!

غروب رفتیم با عزیز جون ویتامین خریدیم...

فرداش تا ظهر استراحت مطلق بودم!!!! بعداز ظهر تشریف آوردیم تهران.. جهت تولد کوروش خان... در نتیجه شب خونه آزی اینها بودیم...

الانم خواب آلوده و بی حال سر کار تشریف دارم...

پارسا جونمم نیومد...

 

 اما آنچه واقعاً اتفاق افتاد.... رو تو ماجراهای آخر هفته می نویسم..

 

 

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0