Daisypath Anniversary tickers حرفهای دلتنگی... - سيب مهربون

حرفهای دلتنگی...

کی گفت خسته نباشید؟

دستش درد نکنه..

مرسی..

من خوبم ولی دلم هنوز درد می کنه...

عزی جون میگه نی نی داری...

ولی من می دونم نی نی ندارم...

دیروز با ساندی تصمیم گرفتیم یه وبلاگ برا نی نی درست کنیم...

کدوم نی نی ؟

خوب بالاخره چی...

فقط یه موضوعی ازارم میده

اینکه اگه نتونیم نی نی دار بشیم چی؟

بعد من داغون میشم...

ولی هی خودمو دلداری میدم...

برا عزیز جونم اس ام اس زدم گفتم که دوسش دارم.. گفتم چون مامیت هست نمی خوام برام هیچی بخری... بابت روز زن... دوست ندارم ...

باز براش اس ام اس زدم.. ببینم پاش درد می کنه یا نه؟ ولی نتونستم جلو دهنمو بگیرم و بهش گفتم که: کاش همونقدر که به فکرمامیت بودی و به فکر خاله ات .. یه بار فقط یه بار ازم می پرسیدی.. سیب من تو که هر چی برا مامانت می خری پولشو بهت میده.. یه روز مادر براش کادو بگیر... می دونم خسیس نیستی.. می دونم خیلی هم دست و دلبازی... می دونم اگه همه داراییمونو خرج کنم هم ککت نمی گزه...

ولی تو هم می دونی بی ارزشترین چیز ممکن برا من پوله... و می دون یتنها ارزش پول برا من وقتیه که باهاش برات هدیه می خرم... یادته.. تنها دلیلی که برات آوردم برا کار کردنم . این بود که دلم می خواد هدیه ای که برات یم خرم از دسترنج خودم باشه...

دیشب بهت می گم عزیزم خیلی به من بی توجه شدی... الان که من اینهمه تو فشارم باید بیشتر به فکرم باشی... یادت نره من یه زنم...

و تو هی تکرار کردی روز سختی داشتم...

بهت می گم بابا من که روزگار سختی دارم چی؟

من که همه روز و شبم سخته چی؟

ولی با زعین همیشه.. عین همیشه که من باید کوتاه بیام .. عین همیشه که باید مواظب باشم آّ تو دلت تکون نخوره بغلت کردم و سرتو گذاشتم رو سینه ام و اینقدر بوسیدمت تا خوابت برد...

می دونم پاهای نازنینم درد می کرد.. دیدم خیلی بد خوردی زمین...

می دونم غصه ات این بود که هنوز فرصت نداشت یبرام چیزی بخری..

دیدم دیشب هی مراقبم بودی و  نگام می کردی ببینی پشت کدوم ویترین چشام برق می زنه ...

ولی یادت رفت اینقدر درد داشتم که دیگه چشام سویی نداشت.. چه برسه به برق...

همه اینها رو گفتم.. ولی خودت می دونی خیلی دوست دارم..

خیلی بیشتر از خیلی... به قول خودت دارم فکرمی کنم اندازه ستاره های آسمون دوست دارم یا اندازه همه گلهای دنیا...

ولی می دونم عاشقانه دوست دارم..

نفسم به نفسات بنده نازنین...

به امید بودنت هستم.. و با عطر وجودت سرمستم...

خیلی دوست دارم.. خیلی... عاشقانه می پرستمت و می دونی اینقدر دوست دارم که هر بار روز تولدت دارم به تولد سال بعدت فکرمی کنم ... که بتونم بهتر از امسال برات برگزارش کنم...

سالگرد ازدواجمون می گم باید کادویه من بهتراز کادوی تو باشه .. چون من خوشم با بودنت...

فقط و فقط بهت گفتم تنهام نذار...

نذار تنها باشم که خیلی از تنهایی می ترسم...

تنهام نذا رچون بی تو میمیرم...

ولی تو باز دو سه روزه نیستی...

اینقدر که دلم برات از همیشه تنگ تر شده...

اینقدر که دیشب تا نیمه شب بیدار موندم تا تو بیای... و فقط بهت بگم دلم برات تنگه و بخوابم...

م یدونم.. می دونم خسته میشی...

می دونم شاید حوصله ات از دست من سر میره..

می بینی دو ربرت نمی پلکم.. و لی همش منتظرم صدام کنی... منتظرم یواشکی برام بوس بفرستی..

منتظرم با اشاره بهم بگی دوسم داری...

منتظرم یواشکی بگی: عسل نازم چطوره؟ دلم برات تنگ شده ها...

ببخشید نازنینم.. دلم گرفته بود.. خودت گفتی حرفامو بهت بگم... حالا من اینها رو برا تو نوشتم.. به امید اون رو زکه خودت بیای بخونیش...

دوست دارم بیشتر از همیشه.. سیب دلتنگ تو...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0