Daisypath Anniversary tickers اگه يه ابر داشتم!!!! - سيب مهربون

اگه يه ابر داشتم!!!!

خیلی فکر کردم راجع بع اینکه اگه یه ابر داشتم چیکار می کردم..

خیلی خواستم عشقولانه و احساساتی در موردش بنویسم

می خواستم دیگه بزنم تو تریپ عرفان و این حرفها

ولی از اونجایی که چند وقتیه این میمونکه بیدار شده و باز داره ورجه وورجه می کنه نشد برم تو حس...

اصلا یکی نیست بهش بگه بابا سیبی امروز و این چند روز هر انچه بلا بود از اسمان بر او نازل شده...

باید االان بره تو مود گریه و عزاداری..

خلاصه بگذریم...

اگه من یه ابر داشتم... نه لم می خوست ببیارم نه دلم می خواست سایه ام بیفته رو سر کسی...

ابرکو ور می داشتم یه پنکه می بستم تهش تا مجبور نشم تو اسمون پارو بزنم...

یه دکل و یه بادبان هم میزدم وسطش.... بعدشم د برو که رفتیم...

حموم دستشویی و یه آشپزخونه نقلی هم درست می کردم توش... صبحها عزیز جون منو از تو رختخواب مستقیم بذاره رو ابرکم... بعدش خودشم بیاد پیشم... بعد ش ارام ارام بیدار شم به کارهام برسم... اماده شم... صبحونه بخوریم... دم در اداره پیاده شم... عزی زجونمم خسته نشه تو ترافیک... بتونه راحت باشه... ساعت ۶:۳۰ا ز خواب بیدار شه نه ساعت ۴:۵۰

نه تازه عزی جون بیدار نشه... ساعت ۷:۳۰ نزدیک اداره بیدار شه اماده شه مستقیم بره تو دفترش

بعد که منو پیاده کرد بره عزیز جونو برسونه

...

آی اگه من یه ابر داشتم...

همیشه می رفتیم با عزیز جون ابر سواری...

تازه گاهی با ماشینمون می رفتیم روش...

بعد می رفتیم گشت و گذار...

سردمون هم نمی شد... اصلا هم غصه دوری و خستگی و این حرفها رو نداشتیم...

 

پ ن: اگه یه ابر داشتم تابستونها میدادم بره بالای سر بابایی تا تو گرما تو باغ گرمش نشه... تازه گاهی هم براش بباره...

 

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0