Daisypath Anniversary tickers اولتیماتوم یا د...خ...ت...ر... بازی؟!!!! - سيب مهربون

اولتیماتوم یا د...خ...ت...ر... بازی؟!!!!

***سلام!

امرو ز باید خیلی خوب باشم ها..

ولی یه جورهایی دلم گرفته...

یه جورهایی دلم شور میزنه...

یه جورهایی غمگینم....

***الان هم اومدم بگم ...

اگه تا یکی دو روز آینده یا همین امروز ... اومدین اینجا..بعد یهو چشاتو از حدقه زد بیرون تقصیر من نیست ها...

لطفاْ دستاتون رو نزدیک چشاتون نگه دارین تا وقتی از حدقه زد بیرون نپاشه تو مونیتور کثیفش کنه...

ضمناً فکتون رو با یه دستمال یا باند محکم ببندید دور سرتون... انگاری دندونتون درد می کنه.. قدیمها نشون می داد یه کارتونی رو.  اون پسره دندونشو اونطور می بست...

چون فکتون اگه  محکم کوبیده شد به زمین، در اثر کش آمدگی آنی هم تقصیر من نیست...

البته هر طور دوست دارین فکتون رو ببندید ها.. حالا نگید سیبی اینطوری گفته...

مثلا می تونید ببندیدنش به پاتون.. یا ببندیدن به کیستون... بابا اون کیستون رو نمی گم که منحرفها... می تونین اونو بنشونین کنارتون عشقولانه... فکتون رو ببندید به این کیستون...

اصلا شما چند تا کیس داری که اینهمه قاطی کردی؟؟

هان.. هان.. هان....

اصلا همه کیساتون رو جمع کنین یه جا... بعد برین تو وبلاگ من...

خوبیش اینه کهبعد اونها میبینن ای بابا یه کیس دیگه هم هست بعد قاط می زنن.. بعد یه کتک درست حسابی می خورین بعدشم من دلم خوووووووووونک میشه...

یا اینکه کیساتون رو تک تک ببرین خونتون... یابرین خونشون.. یا برین کافی نت...

این دیگه بستگی به نظر خودتونو و عرضتون داره... بعد برین تو وبلاگ من... بعد یهو هیجان زده بشین... بعدشم  از هیجان زیاد بپرین تو بغل همو و ماچ و این حرفها...

تازه اصلا هم بعدش خجالت نکشین... بگین از هیجان زیاد بوده... دست خودتون نبود که....

تازه برا اینکه بیشتر حالشو ببرین... یه بازی فوتبال از قبل ضبط کنین... بعد دو ساعت با کیستون زمینه سازی کنین که اره اگه تیم فلان که من دوست دارم گل بزنه نمی تونم خودمو کنترل کنم و از این حرفها...

البته پر گلترین بازی تیمتون رو ضبط کنین ها...

بعد با کیستون برین خونشون.. یا ببرینش خونتون.. دیگه خیلی بی عرضه بودید.. یه لپ تاب بردارید.. برین زیر یه داری درختی.. تو گل باغی ..گلشنی جایی....

بعدش بشینین بگین امروز بازی داره...

و من باید از این کامیم ببینمش...

دیگه خیلی مایه پایه هم نخوان خرج کنین بازی رو بصورت رادیویی گوش کنین... یعنی صداشو ضبط کنین و این حرفها...

یه عالمه هم قبلش عشقولانه باشین...

بعد هی تیمتون گل می زنه...بعدشم دیگه هی خوش به حالتون میشه...در هنگام هیجان  از انجام هیچ کاری هم دریغ نکنین...

حالا جو گیر نشین بشینین تمام فوتبال رو ببینین .. بعد بهترین هیجان زدگی.. به ادامه هیجانتون برسین!!!!!!

راستی می تونین اون فیلم گل های علی دایی رو بذارین...
بگین من عاشق گل زدن های علی داییم تو فوتبال...
بعد دیگه هیجان و این حرفها رو عشق است.... هی دایی گل میزنه و شماهی و هی...

البته برا اینکار باید کیستون خیلی اوسکول باشه...

یا اینکه اینقذه با محبت باشه که خودشو به اسکولی بزنه...

فقط مراقب باشین خودتونو نفله نکنین.. این وسط مسط ها.. یه نوشیدنی ... یه آب آلبالویی... یه پسته ای چیزی بزنین تو رگ.. جفتتون.. یهو میمیرین.. بعد شما رو تو بد وضعی پیدا م یکنن.. بعد خیلی آبروریز یمیشه دیگه... اونوقت تو مراسم ختمتون به جای گریه.. خنده بازاری میشه اون سرش ناپیدا...

حالا اگه نشد.. باید خیلی خوب چند تا بازی رو با هم ادغام کنین تا حالش بیشتر باشه...

اینکار برا اون تیم هاییه که کم گل می زنن...

وگرنه بگین من فقط و فقط عاشق بازی ایران و مالدیو هستم...

و برین تو تریپ یاد ایام گذشته و این حرفها.. قبلشم بگید که با دیدن این بازی کلی هیجان زده میشید... بعد اون هیججانات رو به معرض نمایش بذارین...

اگه خواستین گریه هم کنین...

یا اون بازی ایران و آمریکا رو .. وقتی استیلی گل زد.. هی بذارین و هی ببینین و هی هیجان زده بشین..

تازه هیجانتون یه خورده عرق ملی هم پیدا می کنه... کلی با حالتر هم میشه...

اگه زیادی اهل فوتبال و این حرفها نیستین.. دیگه با عرض شرمندگی باید به یه سری از فیلم های مهیج و تکان دهنده... (واقعا تکان دهنده) پناه ببرین...

ولی باید متوجه باشین.. یهو کیستون عین بعضی ها نزنه زیر گریه...

خلاصه کلی مهربون باشین و این حرفها... و بگین باید چشو گوشت باز باشه... من برا خودته که اینها رو می ذارم ببینی...

یا اینکه اصلا به رو خودتون نیارین و بگین..وا این چرا سانسور نداره...

و بگین حالا مهم نیست که... ما هر دومون با کلاس و اپن مایندیم و این حرفها... بعد یهو برین تو حس نقش اول فیلم...و یه بازی زیر پوستی اجرا کنین.. تازه می تونین از کیستون هم بخوان خودشو بذاره جای اونیکی نقش.. و با هم یه تیاتر خانگی اجرا کنین...

البته این روش موضوع برا گفتگو زیاد داره ها...

ولی خوب نمیشه همه رو بگم براتون...

بی خود نیست سعید میگه خوبه سیبی پسر نشد.. وگرنه بدذات ترین پسر رو زمین میشد..

منم البته همش میگم... مهم بدذاتیه.. دختر پسر نداره داداش...

***وا چقذه از موضوع منحرف شدم ها... داشتم می گفتم اینجا قراره یه اتفاقات مهم بیفته...

راستی از این به بعد هر دفعه که تشریف میارید اینجا لطفاً با خودتون منقل با ذغال روشن بیارین...

نه بابا معتاد و تریاک و افیون چیه...

برا دود کردن اسپند لطفاً منقل با ذغال برافروخته خوب همراه داشته باشید...

بعد که اسپند دود کردید.. هی بگید بترکه چشم حسود.. بترکه چشم حسود...

بعدشم هی انگشتاتون رو بشکنید و بزنید به تخته.. تختش لطفاً چوب گردو باشه... نکنه بید زده باشه ها...

چار قل هم یادتون نره بخونید و چهار طرف این مونیتورتون رو فوت کنید...

مونیتور که دارید؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  اگه ندارید برا خودتون بخرید!!!!!!!!!!!!! لازم میشه گاهی اوقات!!!

خلاصه گفته باشم.. اونهایی که مونیتور ندارن از نعمت دیدن وبلاگ من بی نصیب می مونن ها...

برن زودتر بخرن...

اگه مجردین.. والدینتون رو به معتاد شدن و دختر بازی و این حرفها تهدید کنین تا براتون بخرن... اگه افاقه نکرد بگین که: یا برام مونیتور می خرین... یا می رم سینما... ا..خ..ر...ا...ج...ی.. ه...ا میبینم ها...

حتما این آخریش افاقه می کنه..

ای ول ای ول... داش مجیدو ای ول...

***باز پرت شدیم یه طرف دیگه...

اصلا نمی دونم چه سر و سری بین این وبلاگ من و این اتفاق جدید و د...خ....ت...ر بازی هست؟

انهایی که متوجه شدن به آنهایی که متوجه نشدن بگویند...

من خودم سعی می کنم بفهمم...

خلاصه خواهری که توباشی..براری که اون باشه... زای جانی که اون یکی باشه هر چی برا خودم چرند چولا می نویسم خندم نمیاد...

از دورها هم خبر رسیده خالجان باز می خوادبره غیبت کبری...

خوب من بی خالجان نطقم نمیاد...

هر چقذه هم بیاد این مچ درد نمی ذاره...

از بسی که این مچم درد می کنه...

دیشب تا صبح هم سر گرامی عزیزجون رو دستمان بود...

حالا چرا برا چی و چطوریش بماند...

اینجا پر از دختر پسر مجرده.. تازه متاهل هاش هم عین خودم منحرف توش زیادن... بلانسبت شما...

نمیشه هر حرفی رو پشت وبلاگ گفت که..

بعد ادمها هیجاناتشون رو نمی تونن کنترل کنن.. بعد دیگه اولین کسی که برسه دم دستشون براشون حکم کیسشون رو پیدا می کنه..

*** خوب خلاصه منتظر اتفاقات جالب باشین...

بذارین حرفهام تموم شه براتون دعا هم می کنم...

نه بذارین اول دعا کنم...

خدایا....... ما را اهلی کن...

خدایا........این سیب را به صراط مستقیم هدایت فرما...

خدایا.... وبلاگ ها را مانند وبلاگ سیبی از حرفهای مبتذل عاری گردان...

خدایا این نانا جان را در پناه خود حفظ فرما..

خدایا به خالجان بگو اگه رفت مسافرت بهش خوش بگذرد...

خدایا تمامی مجسمه ها را با تمامی اسامی های معروف به راه مهربانی هر چه بیشتر هدایت فرما...

خدایا تمامی مجسمه های معروف... و تاریخی را... و مخصوصا انهایی که مال مصر هستند.. و همینطور...  کسانی که نام ان مجسمه ها را دارن بسیار بسیار با خانواده هاشان مهربان گردان.. و محبت روز افزون آنها را در قلب پر مهر همسرشان بیفکن...و به انها بگو .. بانوان بس گرامی ای دارید شما... قدرشان را بدانید... و بگذارید در تمامی زمینه ها حالشو ببرن...

خدایا این شیدا جان و آمینا جان زودتر امتحاناتشان تمام شود...

خدایا این مازنی جان هر جا هست در پناه خودت .. خودش و خانواده اش را حفظ کن..

خدایا خودت می دانی یادمان نرفت.. این شهاب جان را در پناه خودت به همراه خانواده اش حفظ کن... و به او بگو زود به زود به ما سر بزند. و زود به زود آپ نماید...

خدایا ..خداوندگارا.. تمام آرزوی سیبی این است که به روزگاران مانکنی گذشته برگردد...

البته بعد از آنکه آن صد جین آرزوی دیگرش را بر آورده کردی...

خدایا اینو که همیشه بهت میگم... بازم میگم... نکنه عزیز جونمو ازم بگیری ها... چون دیگه هیچ تضمینی برا زنده بودنم ندارم...

خدایا فدای تو بشم...

این هانی جونمم یادت نره... خیلی عزیزه برام...

*** خوب دیگه زیاده عرضی نیست...

فقط دارین میان تا مدتی باید با خودتون گل و شیرینی بیارین ها...

بی دعوت نامه هم نیان...

پول نقد هم قبول می کنیم...

همتون بعد خوندن دعاهام آمین گفتین دیگه...

دیگه این رییس خان هم اومد...

من برم به بقیه خورده فرمایشاتشان برسم...

تا بعد بای بای

***بعدا نوشت:

خدایا زهرا رو یادم نرفت..کوچیک گفتم ... تو که شنیدی... حالا بلند میگم زهرا هم بشنوه...

می دونی که چقذه برام عزیزه...

***خدایا راستی گاهی لازمه این دهن مبارک ما باز شود... و بتوانیم حال یکی از کچل ها را بگیریم... خدایا این یه ذره حیا را هم همون موقع در یک آن از ما بگیر...

خدایا... یه کمی به بعضی ها بگو از این مازنی یاد بگیرن... بگو باید بروند بدن سازی یا همون باشگاهی که مازنی می رود... بهتر جواب می دهد.. استخر مستخر بدرد نمی خورد... کوهنوردی هم خوب است...

خدایا دست راست این مازنی را روی کله این دو نفر بکش...

خدایا اینهمه رو دادی به اون ، یه کم هم پول بده به من... رو دارم به اندازه کافی...ممنون نمی خواهم...

خدایا ور ور زدن هایم شروع شد ها... مواظب خودت باش...

خدایا این رییس کارکردنش اومده.. اصلا متوجه نیست من خیلی حالم خوب نیست ها... یه کاریش بکن...

خدایا این حسادت را از این دوست ما بگیر... در عوض بهش بگو برای همون مناسبت که اصلا هم یادش نبود چکاری می خواهد برایمان انجام دهد... نقدی هم خوب است... بهش بگو چک سفید با سه امضا قبول می کنیم...

خدایا عاقبت همه ما را ختم به خیر گردان...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0