Daisypath Anniversary tickers انتظار.... - سيب مهربون

انتظار....

نه بابا من اون انتظاری که شما شاید بیاد تو ذهنتون رو نگفتم که...

من منتظرم...

منتظر...

اصلا هم این انتظار با اون انتظار فرق فوکوله...

اینجا نم یتونم نظرمو راجع به اون انتظار بگم... اگه بگم و بتونم همه اون حرفهامو هم بگم شما مطمئنا خوب متوجه نمیشید... بعد من به عنوان یه مرتد شناخته میشم و خونم حلال میشه!!!

من منتظر یه تماسم.. به قول شهاب بدجوری مشکوک می زنم...

خودمم مشکوکم ...

استرس دارم... نه دلهره دارم.. نه نمی دونم چه حسی دارم...

ولی منتظرم... خیلی هم منتظرم...

نمی دونم چی میشه.. اصلا میشه؟

عزیزجون گفت برات دعا می کنم... حت یگفت می خوای نهار هم نیای... می خوای اصلا نیا سمینار... بعد از ظهر میام د نبالت...

بهش گفتم اگه این... اون بود (خودتونو اذیت نکنین... این خودش می دونه کیه.. اونم حتما متوجه میشه اون خودشه.... متوجه نشدین؟ خوب اگه قرار بود متوجه بشین که من هی این و اون نمی گفتم اینجا)

داشتم می گفتم به عزیز جون گفتم اگه این اون بود.. بازم همینو می گفتی.. گفت نه... نهار دعوتت می کردم با هم باشیم... تو که حتما دعوت منو قبول میکردی...

منم گفتم: از کجا معلوم...   اصلا هم حرصش درنیومد... باور کنین... اصلا هم نیشکونم نگرفت.. اصلا هم نگفت برا تو دوستت با هم پسته می خرم!!!!!!!!!!!!!!!

کلی امروز خوشحالم... نه نمی دونم چیم... اصلا باید چی بگم؟؟؟

بذارین ببینم امروز چی میشه حالا میگم براتون...

من برم کلی کار دارم... بعد میام... یعنی شنبه میام...

***آمینا جان مواظب باش نگیرنت موقع تقلب....

راستی پشت یه کتاب یا روی کلاسورتم می تونی بنویسی... البته اگه گذاشتن با خودت ببری..

تازه می تونی پاتو گچ بگیری رو اونم بنویسی.. یا دستتو...

من که پام سکشته بود کلی حال می کردم...

پسرهامو نم حدود ۳۰ درصدشون موقع امتحانها دستشون گچ گرفته میشد... خیلی عجیب بودها...بعد همه منافذ گچ دست با کافذ پر شده بود...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0