Daisypath Anniversary tickers سفر نامه صد قسمتی... قسمت های بی ربط۲ - سيب مهربون

سفر نامه صد قسمتی... قسمت های بی ربط۲

چند قسمت از سفرنامه به علت اینکه سانسور شده نوشته نمی شود ولی به پاس شماره های نوشته نشده از ۷۵ ادامه می دهیم...

***۷۵

تو راه برگشت تو اتوبان قزوین تهران بودیم... من اصرار داشتم که عزیز جون یه چیزی رو بگه... گوش نداد... البته یه شوخی بود...

کلی کولی بازی دراوردم هی تهدید کردم واون هی به من خندید..

از اون خنده با نمک هاش بود ها....

دستشو گاز گرفتم بدجنس گفت وای آخ جون....

معصوم و  اذر که دیگه از خنده مرده بودن...

آذر فاستوس به طرفداری از عزیز جون برخاسته بود...

منم دیدم دستم به جایی بند نیست...

گفتم اگه حرفمو گوش مدی منم روسریمو برمی دارم...

حالا همچین هم روسری سرم نبود..کلاه رو سرم بود

روسریمو برداشتم...

مانتومو درآوردم..

عزی زجون مرده بود از خنده. می گفت سیبی نکن تصادف میکنیم ها...

گفتم اگه حرفمو گوش ندی بلوزمم در میارم...

انگاری من شوخی دارم...

بلوزمو زدم بالا که عزی جون با دست کشیدش پایین...

تازه کمربند ایمنی  هم نداشتم...

دیگه عزیز جون تسلیم شد و من به هدفم رسیدم.

***۷۴

طی کارهای من در نوشته ۷۵ و کولی ابزی هایی که تو خونه داشتم، آذر اینها هی متاسف تر می شدن..

می گفتن تو میخوای مامان بشی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بچه ا ت چی در میاد؟!!!!

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0