Daisypath Anniversary tickers سفر نامه صد قسمتی... قسمت های بی ربط۱ - سيب مهربون

سفر نامه صد قسمتی... قسمت های بی ربط۱

***۸۶

قال معصوم: مامانم اینها چند وقت پیش یه جشن دعوت بودن...

کارت داده بودن براشون...بدین مضمون...

جشن ختنه سوران نور چشمی عزیزمان

بعد یه متن اینجا بود که الان دقیق یادم نمیاد... ولی مسرت فراوان خانواده رو از این جشن بیان می کرد و اینکه خیلی بیشتر خوشحال میشن اگه مهمونها تشریف ببرن...

پشت کارت هم نوشته شده بود... (از قبل رو کارت چاپ شده بود)... یا علی گفتیم و عشق آغاز شد!!!!

***۸۵

هی به پارسا گفتم عمه به این سیرها دست نزن.. دستت بومی گیره.. اینها بو میدن.. نتیجه اش این شو که یکی یکی حبه های سیر رو می برد جلو بینیش و بو می کرد و یمگفت عمه اینم بو میده؟

عزیز جون دید فکرکرد داره میخوره اونها رو، گفت: پارسا جون سیر ها رو نخور... تنده.. بخوری... هی باید بپری بالا بپری پایین..

پارسا هم بی درنگ یکی از سیرها رو گاز زد و شروع کرد به شادمانی و بالا پایین پریدن...

و هی می گفت:عمو .. عمو.. بالا پایین..

***۸۴

الان من شبیه چیه شده ام... پارسا جدیداً به این مرحله رسیده که هی می پرسه.. عمه اینها .. عمه اینا.. این چیه؟

مثلاً میگه: عمه موز چیه؟

میگی: میوه است..

عمه اینا میوه چیه؟

میوه خوراکیه عسل من...

خوراکی چیه؟

و این داستان ادامه دارد...

***۸۳

عسل من کیه؟

پارسا: من من

عشق من کیه؟

پارسا: من من

ناز من کیه؟

پارسا: من من

... کیه؟

...پارسا: من من

عمه کیو از همه بیشتر دوست داره؟

پارسا: عمو عزیز جون!!!!!

عمه بعد از عزی جون کیو بیشتر از همه دوست داره؟

پارسا: پارسا جون...

پارسا کیه؟

پارسا: من من...

***۸۲

وقتی داشتیم می رفتیم خونه مامی عزی جون... پارسا کلی گریه کرد... بعد هی م یگفت.. عمه نرو خونه مامان عمو... اینجا باش...

ببین... عمه باشه.. مامان طیبه باشه... عمو باشه.. پارسا باشه.... عمه اینا باشن.. همه باشن..

نمی دونین چقذه دلم کباب شد...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0