Daisypath Anniversary tickers انزلی - سيب مهربون

انزلی

*** من مطمئناً هیچوقت نمی تونم بفهمم چرا بربری های انزلی اون طوری عجیب غریب بودن

***اون ترافیک تو اون یه تیکه شهر که خیلی بی دلیل بود هنوز فکر منو به خودش مشغول کرده.. به نظر می رسید همه بی تفاوت و البته گردش کنان دارن تو شهر رانندگی می کنن و اصلا مهم نیست پشت سرشون یه عالم ماشین معطله

***روی هم رفته انزلی خیلی با حال بود.. خوشمان امد... و خیل یهم بهم خوش گذشت..

***حتما یه روزی می رم تو دهکده ساحلی یه خونه می خرم...

***یه روز که گل های نیلوفر مرداب وا شدن حتما می رم یه سر به مرداب می زنم...

*** هیچوقت از قایق سواری تو مرداب و دریای انزلی خسته نمیشم

***هیچوقت غروب جمعه تو انزلی نمی تونین نون باگت پیدا کنین... به نظر می رسه همه مسافرین و انزلچی ها جمعه غروب ساندویچ می خورن!!!

***بازارهای ساحلیشون خیلی دیر وا می کنن  مغازه هاشونو...

***به انزلی هم عین شهر ما بودجه نمی رسه... و اونطور که باید به شهر رسیدگی نمیشه..

***دریای انزلی انگاری هیچوقت موج نداره... این رفت تو ذهن همه ما...

***ساحل ماسه ای شهرک یه حس خوب بود از تمام دوران خوش کودکی...

***انزلی عین همه شهرهای دوست داشتنی من بود و احساس غربت تنها حسی بود که به آدم منتقل نمی شد ... برعکس ساری که غربت از سر و روی شهر می باره ... ولی تو بابلسر نه!!!

***راننده هاش به وحشتناکی مردمان ما رانندگی نمی کردن و برا یه شهر شمالی کمی عجیب بود!!!

***به هر کی برخورد کردیم مهربون بود و خونگرم... به روش استقرا یم تونیم بگیم مردمانی خونگرم و مهربون داره... وخصوصا اون آقا مهربون سوپرمارکتی که کلی عین باباییم بود...

***هواش خیلی خیلی شرجی بود... حتی از شهر ما هم بیشتر.. حتی از رشت هم بیشتر...

***دیگه چیزی یادم نمیاد... فقط کاش بیشتر به شهرشون می تونستن برسن... و کاش من اونجا یه خونه داشت

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ خرداد ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0