Daisypath Anniversary tickers فرنچ... مانتو گشاد... - سيب مهربون

فرنچ... مانتو گشاد...

داشتم ناخنهامو به روش سیبی فرنچ می کردم..

آذر گفت تو اداره بهتون گیر نمی دن؟

گفتم چرا گیر می دن.. ولی من بدون لاک می میرم... تازه به من گیر نمی دن...

ببین چطور دارم فرنچ می کنم...

آذر شاخ درآورده بود.. می گفت این چه فرنچیه... این چه مدلیه؟

گفتم این فرنچ مخصوص ادارات دولتیه... هم فرنچ کردی هم نکردی... یعنی کسی نم یتونه بگه تو لاک داری.. می تونه بگه؟

کلی دیروز با آذر تو گوهردشت پلاس بودیم برا پیدا کردن یک عدد مانتو گشاد برا آذر که سرشونه  هاش  آویزون نباشه... پارچه اش ساده باشه.. مدلش مخصوص ادارت دولتی باشه...کلی گشتیم.. پیدا نشد.. نگردین نیست...

البته یک عدد که نه.. دو سه تایی پیدا شد که خنک هم بود و جنسش هم با حال بود... ولی قیمت ارزونش ۳۶۰۰۰ تومان بود...

داشتم آذر رو مجبور می کردم که بخره... گفتم ابجی مهمون من باش.. خودتو خسته نکن...

گفت نه سیبی نمیشه... آخه خیلی زور داره هم بخوای اسکولانه لباس بپوشی و هم اینکه کلی بابت اسکول شدنت پول بدی...

دیدم راست میگه خوب...

حق داره بچه.. ادم برا زشت کردن خودش یه عالمه هم پول بده زور داره به خدا...

البته در این گشت و گذار به طور کاملا فاستوسانه ای یه مانتو به قیمت ۸۰۰۰ تومان پیدا کردم که مشابه جنس بدشو رو ۶ ماه پیش به قیمت ۲۲۰۰۰ تومان خریده بودم...

کلی هم میگن بهم میاد... البته آقا فروشندهه تا کجاش سوخت.. ولی حق با مشتری بود.. کلی معطل شدم...

آقاهه می گفت به خدا خانوم این رگالش اشتباه شده بود.. خداییش پول دوختش ۱۰۰۰۰ تومان کمتر نیست... (خداییش خوش دوخت بودها)... گفتم ببینین آقا من کلی تو مانتوهاتون گشتم.. کلی مانتو پرو کردم... حالا که اینو انتخاب کردم می گین ۱۳۰۰۰ تومنه... خوب شما خودتون بذارین جای من... فکر نمی کنین که به خاطر اینکه من اینو انتخحاب کردم حالا دارین قیمتشو زیاد میگین...

آقاهه هم با انصاف بود خداییش گفت برا اینکه اعتماد شما نسبت به ما خدشه دار نشه من اینو به همون قیمت که فکر میکنین بهتون میدم...

حالا فکر کنین فقط یه سیب پرور می تونه برا اون ۸۰۰۰ تومن هم چونه بزنه... بهش گفتم.. حالا نمیشه ۵۰۰۰ تومن بدین؟

اون آقاهه فقط نگام کرد...

منم گفتم خوب نباید ناراحت بشین من با تصور ۸۰۰۰ تومنی دارم اینو میخرم.. پس می تونم برا اون قیمتم چونه بزنم نمی تونم؟؟؟

شما بگین نمی تونم؟؟؟

بعدشم که رفتیم خونه به عزی جون میگم: ببین سیبی معجره می کنه.. تو ۲۰ تومن بهش دادی... اونم رفت برا خوش هم مانتو خرید هم اینکه ۹۰۰۰تومنش رو برا خونه خرید کرد... تازه هنوز ۳۰۰۰ تومن از پولی که دادی داره...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0