Daisypath Anniversary tickers يه عالم گزارش پراکنده از عروسی... - سيب مهربون

يه عالم گزارش پراکنده از عروسی...

سلام

نیمه شب جمعه شما به خیر

دیروز بعدازظهر ولگردی تو تهران خوش گذشت؟

پارک و سینما و تخمه خوردن کنار خیابون با دید زدن دختر پسر مردم؟

ولی هرچقدر به شما خوش گذشت مطمئن هستم به اندازه من به هیچکی خوش نگذشته..

تازه من دختر خوبیم..

اینقدر که از بس ورجه وورجه کردم الان پاهام داره می شکنه...

البته پاهام نه.. کف پام...

آمینا جون.. پاپلی جون... نانا جون عزیزم.. نارسیس جون... و دیدی خوشگله جون... و آرش خان..

ممنون که به من سر زدین.. ممنون که برام آرزوی های خوب کردین..

ممنون که اینقدر مهربونین.. جاتون خالی بود.. عروسی رو می گم...

هر چند به باحالی عروسی های همیشگی ما نبود.. ولی خیلی خوش گذشت...

الان هم من باز سرشار از انرژی مثبت و شادی هستم...

نمی تونستم بیام براتون کامنت بذارم خوب...

نمی دونم اینجا چرا اینطوریه..

برا همین اینجا ازتون تشکر می کنم.. تا بیام پایتخت از خجالتتون در بیام...

راستی دیدی جان این اسمت یه طورهایی اولا

ثانیا که من باهات شوخی کردم ... تازه چشم چرونی هم ایرادی نداره که... یه جور یوگاست برا چشم.. البته چشم چرونی به رو ش ایروبیک هم اومده...

عروسی هم بعدا براتون می گم...

ولی اینجا یه برو بیایی بودها...

اخرها وقت کم اومده بود و همه وسایلشون تو اتاق ها پخش و پلا...

این مردهای خونه یه دل سیر همه رو دیدن.. در حالت های مختلف.. و همش هم داشتن بهمون می خندیدن..

این آرایشگاه صغری هم که اصلا سشوارش خاموش نمی شد...

ولی همه یه خوشگل عسلهایی شده بودیم که نگو...

از کجا می دونیم؟

خوب آخه جز من که  با حضورم تو جمع ولوله می افته.. همه خیلی سنگین رنگینن.. بع هی همه بهشون می گفتن که کجا رفتین آرایشگاه...

یکی از من پرسید بابا چه حوصله ای.. چقدر دادی برا آرایش صورتت..

خوب منم گفتم هیچی.. خودمان خودمان را آراییدیم.. ضمن اینکه اصلا خودمان خوشگل هم بودیم...

وای چه خوب بود همه فامیل رو با هم یه جا دیدن..

مخصوصا اینکه خیلی ها رو عید ندیده بودم..

راستی امشب یه آن  احسا سبد پیری بهم دست داد..

آخه ما یه شوهر داشتیم قدیم ها که وقتی من ۱۵ سالم بود اون ۵ سالش بود..

امشب دیدمش یه جوون رعنایی شده که حد نداره.. فقط نبوسیدمش.. اونم نه به خاطر اینکه برا خودش مردی شده بود نه.. بار اینکه یه تریپ خفن زده بود اساسی.. عکسشو نم یذارم براتون.. ولی ببینم می تونم براتون عکس موهاشو بذارم...

وای که عین قدیمها قشنگ و ناز می رقصید..

عزی جون ازم ناامید شده بود می گفت این تریپ خفنه کیه؟ اینهمه پسر خوشگل اینجاست تو با اون چرا می رقصی..

بعد من خانوادشو و خودشو به عزیز جونم معرفی کردم..  و کلی هم خندیدیم..

یه دنیا وقت داشتیم تا عکس بگیریم..

راستی ارکستشون بعد مراسم گفت ایشااله یه مکان باحالتر باز با هم باشیم..

منم گفتم مامان مانتومو می دی؟

می خوام برم یه مکان باحالتر..

زنعمو که با دیدن عجله من ولو شده بود از خنده گفت: اره بدو سیبی که با خودش حتما بری..

مخصوصا که نگفت یه مجلس باحالتر.. حتما یه مکان باحالتر می خواد ببرتمون...

من دیگه برم.. این ها الان منو می کشن..

میگن باید ببندیمت به تخت تا شاید دست از سر این اعتیاد به اینترنتت برداری

بای بای تا شنبه

راستی دید جون ناراحت نباشی ها شوخی کردم:)

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0