Daisypath Anniversary tickers یه روز ابری و سیاه... - سيب مهربون

یه روز ابری و سیاه...

سلام

بعد از ظهر زیبای شما به خیر...

خوبید؟

من بد نیستم...

چشام کوچولو شده... از گریه... از غصه.. از بی خوابی...

امروز که ساعت ۵ خوابیدم...

۸ از خواب بیدار شدم... یعنی ۷:۳۰ ولی با درد زیاد تو رونم...

یعنی ماهیچه بالای ساق ....

دقیقا منقبض شده بود...

البته می دونم کاملا عصبی بود...

آخه خیلی بد خوابیدم... همش خواب های آشفته...

عزی زجونم ساعت ۹:۳۵ زنگ می زنه...

انتظار داره خواب باشم... و تعجب می  کنه...

کمی لنگان لنگان جمع و جور می کنم...

تا ۱۱ همه کارهایه تمیزکاری و گرد گیری تموم میشه...

ولی پام داره می شکنه...

اگه تو رو دوست دارم خیلی ززیاد منو ببخشید... منو ببخش اگه شبها ستاره ها رو می شمرم... منو ببخش اگه بهت خیلی می گم دوست دارم...

این ربطی نداره ها.. ولی نوشتم برا اونی که خودش می دونه....

می گم الان من کافی نتم... کارهام با خوبی میل شد... و حالا باید یواش یواش برم...

کلی خرید دارم...

از حالا کمرم برا اینهمه بار کشی درد گرفته...

بعد هم می رم آشپزی کنم...

خدا کنه کمی تا شب خوب شم... تا به مهمونهام بد نگذره...

دیگه کاری ندارم... ولی کلی سرم درد می کنه...

شما نم یتونین برام کاری انجام بدین... چون من نمی تونم براتون توضیح بدم.. و مطمئنم شما نمی تونین درکم کنین...

ولی خدا کنه....

ول کنین من باید برم... اینجا یه آقا مهربون هست.. وقتی دید من کلی سرفه می کنم.. نتونست تحمل کنه برام آب جوش اورد... خیلی مهربونه...

عزی جونم دیر میاد... من از دیشب دلم براش تنگ شده بود...

همیشه به این دلتنگی من می خنده... نه اینکه مسخره کنه ها.. براش جالبه وقتی بهش می گم.. حتی وقتی پیشمی دلم برات تنگ میشه...

عزی زدلم کلی خسته است...

خدا کنه  راحت بتونه بیاد خونه...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0