Daisypath Anniversary tickers قشر کم درآمد جامعه! - سيب مهربون

قشر کم درآمد جامعه!

همش میگم یه چیزی یادم رفته بهتون بگم...

می دونین عزی جون جز قشر کم درآمد جامعه است؟

تازه اینقدر گناه داره که بهش صدقه میدن؟

تعجب نکنین ..

می گم براتون...

دیشب عزیز جون یه جور بن کالا بهم داد که خیلی شکلش عجیب بود..

می گم بابت چی بهتون بن دادن... چرا این شکلیه... چقدر مهربون شدن...

میگه: حالا چیکار داری.. برو این وسایلشو هر وقت خواستی بگیر...

می گم خوب نمی شد حالا بن نقدی می دادن؟

خلاصه بعد کلی من و من میگه: یه چیزی بگم نخندی ها... این بن رو به افراد کم درآمد اداره می دادن .. کلا به بیست نفر تعلق گرفت که منم یکی از اونها بودم.. در واقع صدقه ای که اداره داده...

هرچند که کلی با هم میخندیم... و البته بعد اون من کلی حالم بد میشه... ولی تو دلم خون گریه می کردم...

نه اینکه فکرکنین حقوق عزیز جونم کمه نه.. ولی حقشو بهش نمی دن...

من همیشه برام علامت سوال بود که چرا این قدر تفاوت بین حقوق و وضع زندگی همکاراشه...

تازه فهمیدم که اونها تا حالا نابغه ای مثل شوهر من نداشتن.. دو سه سال باشه فوقش رو گرفته باشه و جایگاهش کلی تغییر کرده باشه.. کلی هم   پرونده پرباری داشته باشه...

اونها خیلی راحت میگن تو بقیه قسمت های وزارت خونه.. افراد با جایگاه شما.. دم عید حدود ۲میلیون عیدی و پاداش و اینها گرفتن.. و البته حقوقشون حداقل ۵/۱ میلیون میشه...

البته می دونم کسی اینهمه حقوق نمی گیره... اونها ایتم هایی دارن که جداگانه بهشون میدن.. بعد همه با هم میشه یک و نیم میلیون.. تازه با اضافه کار کم...

ولی عزیز جون من با اینهمه مسئولیت هنوز حکمشو بهش نمی دن.. چون آقای فلانی حال نداره خودکارشو برداره و یه امضا بزنه پای این حکم شوهر من و این میشه که باید آخر عمری صدقه بگیر اداره هم بشیم...

البته بقول عزیز جون اشکال نداره حالشو ببر...

حالا کسی اگه صدقه ای چیزی داره بده به ما... ما واقعاً مستحق هستیم... :)

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0