Daisypath Anniversary tickers مناسبتهای سال... - سيب مهربون

مناسبتهای سال...

نیمه اول سال پر از مناسبت های مختلف...

فروردین که خوب سال تحویل و تولد چند تا از فامیل ها و دوستام.. مهمترینش نغمه جونه... و دوست جونم...

اردیبهشت تولد سعید جونمه...

خرداد تولد داداش دومیه... و مامان کوروش ...

تولد وبلاگمه..

یادتون رفت بدجنس ها...

تیر تولد پارسا جونمه..

مرداد تولد خودمه...

چیه یادم نرفته... می خواستم ببینم شما از قدیم با من دوستین یا تازه باهام دوست شدین..

مگه میشه تولد مهربونترین آفریده خدا برا خودمو فراموش کنم.. تیر ماه تولد عزیز جون جونیمه... 

نامزدی و کلی مناسبت یواشکی که نمیشه گفت هم که از ۱۳ مرداد داریم تا ۲۹ مرداد که اولین خرید مشترکمون رو رفتیم...

بعدشم که شهریور سالگرد نامزدی و عقد و عروسیمونه...

البته شهریور تولد بابامه... و تولد زهره جونم

و تولد دوباره عزیز جونم

خوب یه بار هم براش تو ۲۰ شهریور تولد یم گیرم دیگه .. حالا بعد براتون میگم...

دیگه مناسبت نداریم

تا ابان تولد مامان پارسا...

و می تونیم یه نفس بکشیم تا ۸ آذر...

مناسبتش چیه؟

مگه شما باید همه چیز رو بدونین...

یه مناسبت که من و عزیز جون دو نفری جشن میگیریم.. البته گاهی مهمون هم داریم .. ولی هیچکدوم نتونستن بفهمن مناسبتش چیه؟ خون شما که رنگینتر از خون اونها نیست که هست؟

بعد هم دی که تولد یکی از دوستامه .. البته مهمونی نمیده ها... ولی خوب کادو که باید براش بگیرم... کادومو هم امسال می خوام برم عزیز جون براش ببره تا یه عالم سوپرایز شه...

(این قسمت فقط مربوط به همون دوست جونمه که متولد دی ماهه.. سعی نکنین بفهمین سوپرایزش چیه...)

بهمن هم که تا دلتون بخواد تولده.. ولی مهمترینش تولد معصوم جونه... بعدش تولد دختر عموم و دختر عموش... بعدشم تولد یه دنیا ادم که فقط وقت داشتن تو بهمن به دنیا بیان...

بابا چرا می زنین.. مگه میشه عمه باشم و ساعتها بیدار بمونم تا گل گلگ به دنیا بیاد... کلی براش گریه کنم.. کلی باهاش دوست باشم... بعد یادم بره که نازنین هم فقط وقت داشته بهمن دنیا بیاد... تازه مامانش هم بهمنی بوده...

بهمن کلا عمه سیب بی عمه سیب...

اینقدر اوضاع جیبی به هم می ریزه که حد نداره...

بعد اسفند ماه میاد... تو اسفند یه یوم الله داریم و تموم... مامان و داداشی و دوست جون...

حالا نه اینکه فکرکنین چه با محبت دارم اینها رو می نویسم ها نه...

دارم باز حساب میکنم ببینم من چقدر باز امسال پیاده می شم...

البته نمی دونین چه لذتی داره کادو خریدن...

مخصوصا اینکه کلی برا کادویی که می گیرم هی فکرمی کنم... و وقت می ذارم...

همیشه هم همه خوششون اومده...

یادم باشه روزهاشو هم بعد می نویسم... الان حسش نبود که

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٦




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0