Daisypath Anniversary tickers من که باورم نميشه... حالا چرا خود زنی می کنی؟ - سيب مهربون

من که باورم نميشه... حالا چرا خود زنی می کنی؟

یعنی تو به همه کارهات می رسی...

یعنی همه کاراتو تحویل میدی؟

یعنی از دستت شاکی نیستن...

یعنی تو که همش تو اینترنتی .. پس کی کار می کنی...

آخه مردم یه پست می نویسن... تا فردا صبح قولنج می کنن. بعد تو ادعات میشه بههمه کارهاتم می رسی؟

تازه تو صبح تا شب که دستت به موبایله و داری اس ام اس می زنی..

عزیزجون می کشدت...

نه به خاطر پولش ها... چون که همیشه میگه اصلا مهم نیست .. کار می کنم تا تو راحت باشی..

به خاطر اینکه ..... به خاطر اینکه ..... خودت بهتر می دونی... دیگه نگم آبروت بره...

تازه شنیدم راه به راه میل همم میزنی... اوه اوه اوه... تو دیگه کی هستی...

.....................

...................

اینها تو ذهن شما هم هست؟

آره به خدا می رسم...

یعنی اگه بیشتر هم باشه انجام می دم.. گفتم که دور از جونتون من عین اسب کار می کنم..

البته هیکلمم هم همینطور تغییر شکل پیدا کرده... فقط نمی دونم چرا گوشام به خر کشیده تا اسب.. باور کنین ... آخه همه کاراشونو میدن به من....

حالا چرا نمی دونم... البته همون مشکل گوشمه...

الان هم کارم تموم شد.. منتظرم رییس بقیشو بیاره... خوشبختانه جلسه بود نتونست پا به پای من بیاد . وگرنه الان فرصت ... رفتن هم به من نمی داد...

تازه اینجا ملت نصف وقتشون صرف نهار و نسکافه و چای میشه .. که من فقط چاییشو پایه ام .. اونم همیشه یادم میره و می مونه و یخ می کنه...

خوب چشم زدم خودمو دیگه...

رییس اومد...

باید برم.. به کارهام برسم..

تا تنفس بعدی و یا شایدم تا فردا بای بای..

پ ن .. فقط خانوم ها.. اونم متاهل بخونن: یه رژ لب کشف کردم معرکه... امشب با عزیز جونم می ریم بخرم... مزایای بسیاری داره که نصفشو من کشف کردم و نصفشو عزیز جون...

البته اون قسمتی که مربوط به عزیز جونمه ارزنده تره

پ ن: امروز نوشت: دیشب نخریدم.. خوب دیر رسیدیم..

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0