Daisypath Anniversary tickers چهارشنبه سوری - سيب مهربون

چهارشنبه سوری

وای از الان رو پام ببند نیستم...

وابی چی بپوشم که اذیت نشم و راحت ورجه وورجه کنم...

وای از حالا دارم بابت انفجارهای مهیب می ترسم..

وای شنیدم عمو چه آتیشی می سوزونه.. نه ادم خوبیه ولی خوب باید واسه چهارشنبه سوری آتیش درست کنه دیگه...

وای آش رشته های زنعمو...

وای جیغ های بنفش ....

وای چه قدر باید خوش بگذره...

بوی دود...

بوی آتیش...

وای از الان هیجان زده هستم...

دیشب به عزیز جون میگم.. اگه امسال مثل همیشه بد باشه نمی دونم چه بلایی سرم میاد..

و اون مثل همیشه مهربون دلداریم داد...

میگه نمیاد مهمونی پسر عموم شب چهارشنبه سوری..

میگه من می مونمم خونه تو با بقیه برو...

میگه حوصله ندارم هی به آدم گیر می دن که چرا.... نمی خوری..

پسرعموت آدمو شرمنده می کنه...

یادته اون بار .. چی برامون آورد... به هیچکی هم تعارف نکرد و گفت شرمنده مخصوص همسر بهترین دختر عمویه دنیاست...

من دوست ندارم که ........

و من بهش می گم.: آخه عزیزم هر کی یه عقیده ای داره.. پسرعموم هم منو میشناسه... می دونه حرفی که زدم عوضش نمی کنم... می دونه که دیگه نباید بهت اصرار کنه... حالا تو رو هم خوب می شناسه.... اگه بهت بد گذشت بر می گردیم.. تازه تو مردی .. قرص و محکم... برات نباید این جور چیزها اهمیت داشته باشه.......... اونها به نظر تو احترام می ذارن... و البته شاید یه برا بهت تعارف کنن... اونم باز برا اینکه بهت احترام بذارن...

عزیز جون راضی میشه... که بیاد... و می دونم که خوب می دونه من چقدر دوستش دارم..

پ ن۱: وای از الان می خوام از خوشحالی جیغ بکشم...

پ ن۲: راستی تو ممونی همیشه چند تا دختر که هیچکی نمی دونه دقیقاً دوست کی هستند و هم حضور دارن... و البته اکثراً هر سال مهمونهایه مشکوک تکراری نیستند... به نظر شما باید به پسر عمو بگم که حواسش جمعه... باشه یا نه!!!!!!!!!!!!!! اوه یادم اومد دوست هایه خواهرشن شاید...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0