Daisypath Anniversary tickers زندگی پراز حس های قشنگ و زشت... - سيب مهربون

زندگی پراز حس های قشنگ و زشت...

آخ که چه حس خوبی بهت دست میده.... وقتی می دونی شب نباید بری کرج

آخ که چه حس بدی بهت دست میده....  وقتی ساعت ۱۹ و هنوز کارت تموم نشده بری

آخ که چه حس خوبی بهت دست میده.... وقتی رییس می گه با آژانس برو

آخ که چه حس بدی بهت دست میده....  وقتی نیم ساعت منتظر آژانس می مونی

آخ که چه حس خوبی بهت دست میده.... وقتی می دونی مهمونی و دوست خوبت می دونه تو خسته و ای همه چیز رو برات مهیا می کنه

آخ که چه حس بدی بهت دست میده....  وقتی که رسیدی خونه دوستت می بینی همه دارن راجع به فیلم های دی وی دی تو حرف می زنند و تو با بهت و بغض به عزیز جونت که سرش رو انداخته پایین نگاه میکنی و اون هیچی نمی گه

آخ که چه حس خوبی بهت دست میده.... وقتی کوروش رو بغلت می کنی و اون یواشکی تو گوشت می گه خاله سیب جون من تو رو خیلی دوست دارم تو خاله منی مگه نه

آخ که چه حس بدی بهت دست میده....  وقتی می دونی باید بعد شام کلی کار انجام بدی و ساعت۲۳ شده... و تو هیچ کاری نکردی

آخ که چه حس خوبی بهت دست میده.... وقتی کوروش سرش گرم پلی استیشن خودشو و به تو و کامپیوترکاری نداره

آخ که چه حس بدی بهت دست میده....  وقتی می بینی که باز بحث فیلم هایه توئه و هنوز عزیز جون هیچ حرفی در این مورد نزده که ...

آخ که چه حس خوبی بهت دست میده.... وقتی یه عالمه از کاراتو انجام میدی و بهاین فکر می کنی که فردا راحتتری

آخ که چه حس بدی بهت دست میده....  وقتی نمی تونی فایلهاتو با خودت برداری و باید همه اونها رو فردا باز انجام بدی...

آخ که چه حس خوبی بهت دست میده.... وقتی کوروش می بوسیش و اون می گه خاله من پیش تو بخوابم ولی بچه شما نمی شم ها عمو حرف بد می زنه...می گه بازیهات لختین..

آخ که چه حس بدی بهت دست میده....  وقتی می شنوی که یکی از دوستاتون چه مسخره قراره از زنش جدا شه...

آخ که چه حس خوبی بهت دست میده.... وقتی راحت خوابت می بره

آخ که چه حس بدی بهت دست میده....  وقتی ساعت ۴ از خواب بیدار میشی و ۲۰ دقیقه طول میکشه تا بفهمی که کجایی و ...

آخ که چه حس خوبی بهت دست میده.... وقتی به موقع میای سر کار در حالی که فقط ۱ ساعت توراه بودی

آخ که چه حس بدی بهت دست میده....  وقتی میبین یرییس زودتر از تو سر کاره و فقط هم منتظر توئه...

آخ که چه حس خوبی بهت دست میده.... وقتی می بین یاین پست داره تموم میشه و تو از اینکه یه سری جمله تکرای بخونی راحت میشی

آخ که چه حس بدی بهت دست میده....  وقتی می بینی سیب مهربون به ور زدن هاش خاتمه نداده

.................

آره صبح تا شب زندگی پر از حس های خوب و بده.... اگه بخوای به همه اونها فکر کنی که،  نمی تونی زندگی کنی...

شما رونمی دونم ولی من نمی تونم زیاد فکر کنم (البته الان به اندازه کافی فکر می کنم ) ....چون چند وقته حس هایه بد بیشتر از حسهایه خوب تو زندگیم وارد شدن... اونم شاید به یمن اومدن بهاره....

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0