Daisypath Anniversary tickers ای کاش......... - سيب مهربون

ای کاش.........

من نفس می کشم پس هستم

ای کاش می تونستم...

ای کاش می تونستم عوضشون کنم

ای کاش می تونستم بهشون یاد آوری کنم که فرزند سالم و صالح و پاک نعمتیه که خدا به هر کسی نمی ده....

چیزی که من به خاطرش تا حالا جرات نکردم بچه دار بشم..

چرا؟

چون می ترسم خدا بخواد منو با یه بچه ......... تنبیه کنه....

چون می ترسمنتونم به بچه یا بدم که چطور خوب باشه و خوبی کنه....

چون اینقدر دلم پر از نارحتی و بغض ادمهاست که می ترسم نتونم دوست داشتن رو بهش یاد بدم.....

بهش بگم که مردم خوبن...

باید پاک بود.....

اما شماها.... شماها که خدا اینقدر بهتون لطف کرده که بهتون یه بچه خوب سر به را و ..... داده چرا قدرشو نمی دونین...

یه بچه داده که تا وقتی که تنها بود و شما غرورش رو پیش خودش می شکستین دم نمی زد و باز می اومد...

بچه ای که با ازدواجش با ۱۱ سال قبل ازدواجش مستقل شدنش و با همه کارهاش می خواست بهتون بگه بزرگ شده نگرانش نباشین ... ولی شما باورش نکردین....

سختی هاشو دیدین و بهش خندیدین...

هیچ وقت نتونستین بفهمیم یه بچه غیر از سیر شدن شکمش دغدغه هایه دیگه ای داره...

هیچ وقت نفهمیدین چرا عموش .. تنا عموش اونو اینقد ردوست داره و از بین همه پسرهاتون فقط به اون اعتماد داره....

هیچ وقت نفهمیدین چرا عموش که خودش برا خودش یلیه وقتی عزیز دل من میگه ماست سیاهه میگه اره اون راست میگه....

اره همون عموش فهمید که هر چقدر هم برادر زادش اشتباه هم بکنه نباید غرور اون پیش زنش بشکنه... هرچند که هیچ اشتباهی نکرد...

همون عموش چرا زندگیشو داده دست برادرزادش و عین خیالش نیست ولی شما هنوز نمی تونین درکنین که همسر من بچه نیست که نتونه حتی از ماشینش نگهداری کنه...چیزی که هیچ ارزشی برایه من نداره...

شما متوجه نگاه حسرت بازر مردم نمی شین وقتی می بینن ما دو نفر مثل یه روحیم تو دو بدن.....

چرا وقتی من و اون با هم قهریم شما خوشحالین....

البته امیدوارم اشتباه کرده باشم.....

ای کاش می دونستین................

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0