Daisypath Anniversary tickers آدم چقدر بايد پررو باشه؟!!!!!! ... قسمت دوم - سيب مهربون

آدم چقدر بايد پررو باشه؟!!!!!! ... قسمت دوم

سلام

صبح به خیر...

داشتم می گفتم..... روزگار همینطور که سپری می شد یواش یواش دوستان خوب اون روشونو به برادر ما نمایوندن.... یعنی نشون دادن.....

راستی یادم رفت بگم که این برادرهایه ما تو عروسی هایه اینها خودشون رو پاره پاره می کردن و کلی براشون کار انجام دادن....

اما مگه کسی تو عروسیشون کمک هم کرد...

به قول عزیز جونم خوب حالا یکی از زنداداشات .... از آب دراومده...(البته همشون خوبن ها فقط یکیشون یه کم اخلاق نداره ) ولی به اونها چه ربطی داره مگه زنهایه اونها خیلی خوبن؟!!!!!

حالا بهتون میگم که چطورین........

نفر اول سال ۱۳۸۲:( هیچکدوم از دوستان ماشین ندارن و اون وضعش از همه بهتره خونه هم داره) اره بچه ها می خواستم بگم که می خوام یه خونه تو ... بخرم یه کم پول کم دارم...

بچه ها: چقدر؟

اون: ۱۹ میلیون تومن....

بچه ها:!!!!!!!!!!!!

حساب کتاب بعد از رفتن اون....... یه خونه با مشخصاتی که اون گفت و تو شهری که گفت حداکثر ۱۵ میلیون می شد و اون ۴ میلیون هم کشف شد که برای تعویض ماشین می خواد...

به همین سادگی و به همین پررویی....

سال ۱۳۸۳ نفر دوم

داداشی: سلام سیب مهربون شنیدی فلانی خونه خریده؟

من: اره

داداشی: من بهش ۳ میلیون دادم ولی بنده خدا کمی پول کم اورده چقدر داری؟

البته فقط ۲۰۰ تومن هم باشه کافیه فکر کنم موقعیتش بحرانیه..... فرش هاشو می خواد بفروشه می گه زیاده ولی من فکرکنم از سر ناچاریه.....

من: الان برات جور می کنم ... اخه من از تو شرکت که نمی تونم براش بفرستم.... و بالاخره جور کردم و فرستادم.....

۱ ماه بعد در منزل دوستی که خونه خریده......

پردهایه خونه همه از نوع جدید و گرون... البته فقط تو اتاق خواب پرده لازم داشت....

فرش ها جدید .......... راحتتر بگم جز ظرفهاشون همه چیز از نو خریداری شده بود حتی تختخواب و .... البته سرویس خواب نداشتن .... تازه خریده بودن... مبلمان جدید و گرون و .... به علاوه ماهواره جدید ترین مدل ممکن .................

۲ ماه بعد هم یه پراید صفر.... البته قبل از اینکه پول ماهارو پس بده.

نفر سوم سال ۱۳۸۴: این بابا خونه داشت و کاری نکرد بنده خدا . ولی از وقتی ماشین خرید یهو فکرکرد دیگه سوار طیاره شده شاید و یادش رفت که قدیم ها داداش ما هر وقت می دیدش اونو سوار موتور می کرد.... البته این اقا مسئلش جداست...  خارج از بحث مالیه پس عنوان نمی کنیم....

فقط از رده خارج شد.... ضمن اینکه داداشم خونه خرید به رویه خودش هم نیاورد!!!

حالا این آقایی که از سال ۸۳ دستش رو شده الان به داداشی من زنگ زده... نه اینکه فکر کنین حتی به خونه اونها سر نزده و کادو براشون نخریده که هیچ... تبریک هم نگفت.

داشتم می گفتم زنگ زده برا داداشی و بهش گفته که: سلام چطوری؟ خوبی . پیدا میدا نیستین حالی از ما نمی پرسین

داداشی: خوبیم شکر...

اون: راستی پول داری برام بفرستی؟

داداشی: پول؟

اون: اره. زیاد نمی خوام یه ۲ الی ۳ میلیونی. نه اینکه پول نداشتم ها نه. ماشین خریدم . یعنی پرایدم رو دادم و یه سمند ال ایکس خریدم . صفر. داداشم خونه خریده کمی پول کم داره، اینم شماره حسابش مستقیم به حساب اون واریز کن یادت نره ها... ممنون.

و الان ۳ روزه هی زنگ می زنه و گاهی هم بد و بیراه میگه.

پ ن: آخه یکی نیست بگه که داداش تو چه ربطی یه ما داره. دو تا داداشایه من که بهت کمک کردن تا خونه و ماشین و زندگی نو بخری تو چه گلی به سرشون زدی جز اینکه ماشین داداشم رو مسخره کنی؟ آخه تو فهمیدی که چرا داداشم ماشینی که عصایه دستش بود رو فروخت؟

خوب حتما برا خونه پول کم داشت.... ولی یه بار هم زنگ نزد به تو بگه پول داری یا نه....

به نظر شما آدم چقدر بايد پررو باشه؟!!!!!! تا اینکار رو بکنه؟

پ ن خاله زنکی و شایدم واقعی:

زنداداشم می گفت که زن همین ادم مذکور گفته آخه تو تهران تو خونه ۸۵ متری نمیشه زندگی کرد و باید یه خونه ۱۲۰ متری حداقل داشته باشیم....

و من و زنداداشم به این نتیجه رسیدیم که حتماً می خوان خونه بخرن و پول کم دارن که اینطوری بازی درآوردن....

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0