Daisypath Anniversary tickers راهپیمایی با شکوه ۲۲ بهمن! - سيب مهربون

راهپیمایی با شکوه ۲۲ بهمن!

سلام

حالم خوبه

ممنون

بهتر هستم

نمی تونم بگم چم شده بود!

ولی فقط می تونم بگم که داشتم از دست می رفتم...

دیروز کلی عزیز جون مواد غذایی مغذی به من داد... تا کمی انرژیم اومد سر جاش..

البته اونم کلی از دولتی سر من از این مواد مغذی مستفید شد...

راستی دیروز خوش گذشت؟؟؟

البته فقط با تهرانی ها هستم... اونهایی که رفته بودن گردش ۲۲ بهمن....

دیروز که تو تلویزیون اونهایی که من می دیدم اکثراْ قیافشون شبیه کسایی بود که اومده بودن تفریح...

اخه تو تظاهرات بادکنک تو دست گرفتن با طرح خرگوش به نظر من هیچ معنی ای نداره....

دم اون خانومه گرم که تنها یه پلاکارد دستش بود و به صورت خیلی جدی داشت تو جمعیت راه می رفت....

البته نمی گم کسی تظاهرات نمی کرد و شعار نمی داد... به هر حال از روی لباس های یه شکلی که تن گروههای مختلف بود می تونستی متوجه بشی که همه اومدن راهپیمایی!!!

اصلاً به من چه.. من قرار نیست راجع به این چیزها نظر بدم و حرف بزنم....

اصلاً به من چه که محرم و دل من می ترکه وقتی می شنوم پسر همسایه صدای ضبطشو تا آخر بالا برده...

اصلاً دلم نمی خواد ببینم یهو از امروز تو تلویزیون عزاداری هاشون شروع میشه... و تازه دوباره یاد محرم می افتن...

اصلا نمی خوام یادم بیارم که بزرگی گفته بود: این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته...

اصلاً به من چه که هیچکی برا دیروز اینطوری برنامه ریزی نکرد که به جای پیاده روی بی نظم مردم تو خیابون های منتهی به میدون آزادی ... اونها رو در قالب همون هیئت های عزاداری می بردن طرف میدون...

اونوقت مثل همون فیلم هایی که خودشون از دوران انقلاب نشون می دن هم مردم عزاداری می کردن و هم منظم تر می بودن و هم اینکه دو تا شعار هم بیشتر می دادن...... نمی گم همه مردم.... لا اقل یکی دو تا هیئت بزرگ راه می انداختن تا دل من یکی خوش باشه که اونها محرم رو یادشون نرفته....

نمی گم همش عزاداری و .... من با عزاداری موافق نیستم.. ولی احترام هر چیز جای خودش...

اصلا به من چه من که کاره ای نیستم....

چرا اینقدر غر می زنم....

یکی بیاد این دختر رو خفه کنه ببینم...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0