Daisypath Anniversary tickers سيب بی خانمان - سيب مهربون

سيب بی خانمان

سلام

اگه یه روزی دیدین که داره از اسمون سنگ می باره بدونین که سیب بیچاره حتما یه کار مهم داره انجام می ده... مثلا داره دنبال خونه می گرده.... یا اینکه عروسی بچه سیبه...

من دیروز رفتم دو سه تا خونه دیدم و الن دپرس دپرسم... دیشب از بس حرص خوردم و غصه خوردم که معده ام از ورم و درد به حد انفجار رسیده بود....

به هر کسی هم که مسبب اینهمه گرونی و نامردی بود فحش دادم و آرزو کردم که  نسلش منقطع و  دودمانش بدبخت بشن..........

هر طوری که حساب کردم دیدم نمیشه که نمیشه.....

اجاره هایی که دیروز شنیدم جهت کرایه یه خونه ۶۵ متری دقیقا برابر با فیش حقوقی عزیزی جون بود... و این یعنی اگه منم کار نکنم ... (تصمیم داشتم از بعد از عید کار نکنم)... با اجازه اون کثافتهایی که باعث شدن اینهمه خونه ها و همه چیز گرون بشه.... من و عزیز جون باید فقط اجاره خونه بدیم و فقط یه لامپ روشن کنیم تا پول برق زیاد نیاد.... گاز و اب هم که متاسفانه مشترکه... از صبح تا شب هم به جای غذا هوا بخوریم... نه ببخشید هوایه آلوده بخوریم و دی اکسید کربن ب...ر...ی.... و اگه این لباس هایی هم که داریم پاره شد می تونیم لخت بگردیم...

مریض هم که نباید بشیم.... بچه هم نباید بیاریم.....

شما باشین دیوونه نمی شین؟

تازه اون داشگاهی که عزیز جون درس می داد  اونجا بازی دراورده و شاید کمتر از نصف حق الزحمه عزیز جون رو بهش بده... همون پولی که کلی روش برای پیش پول خونه حساب کرده بودیم...

باورتون نمی شه عزیز جون خیلی راحت گفت: اون مرتیکه کثافت ...مول کته...  ۱۲ میلیون پول ما رو خورد ، ولی ما هنوز سر پا هستیم و شکر داریم زندگی می کنیم... این پولی که دانشگاه داره بالا نمی کشه مبلغی نیست که.... فقط دلم برایه تنهایی تو تو اون روز هایی که می رفتم تدریس می سوزه........

من با خودم حساب کردم اون احمق مذکور در پارگراف بالا فقط اون مبلغ پول رو از ما نگرفت ... کلی روحیه عزیز جون رو داغون کرد .. کلی عمرمون تلف شد .... کلی ضرردیگه به ما زد.... که اگه حساب کنی ۸ میلیون نقدی میشه و... بقیه اش رو هم که معنویه نمی شه حساب کرد....

الهی به سر خانوادش بیاد....

خدایا تو وبلاگ هایه ما رو هم می خونی؟؟؟؟

اگه می خونی یه کاری کن از این بحران بیام بیرون.... خدایا یه کاری کن نون مردم دست این نامردمان نیفته... خدایا کمکم کن که دارم خسته میشم....

می ترسم از خودم می ترسم... می ترسم به کفر گویی بیفتم... خدایا کمک کن که ایمانم رو از دست ندم کمک کن امیدم نا امید نشه... خدایا به من و عزیز جون  قدرت بده تا بتونیم همچنان محتاج هیچکی نباشیم....................

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0