Daisypath Anniversary tickers خرید از بازار روز شاهین ویلا در کرج - سيب مهربون

خرید از بازار روز شاهین ویلا در کرج

دو تا بازار روز تو کرج من سراغ دارم که برا خرید میوه و تره بار اونجا میرم. البته تو تهران هم باشه یا نه نمی دونم.

یکیش اسمش شاهین ویلاست یکیش هم ماهان.

دیروز عزیز جون زحمت کشید و رفت این بازار روز شاهین ویلا خرید.

وقتی اومد از دهان مبارکش فقط داشت گلاب و گل و بلبل از دهان مبارکش تراوش می کرد.  

چرا؟

خوب اگه کمی صبر داشته باشید بهتون می گم.

توو این بازار روزا و مخصوصاً بازار روز شاهین ویلا یه سری جملات و ... ترجمه ای داره که تو باید بدونی و عزیز جون من این مدل صحبت میوه فروشی رو فراموش کرده بود برا همین هم دچار مشکل شد.

منم برا اینکه شما بدونین چی شده و هم اینکه یاد بگیرین که چطور با این ادم ها بر خورد کنین بهتون می گم که این حرف ها چیه و چه معنی ای میده.

وقتی شما 2 کیلو خیار می خواهید باید بگید نیم کیلو خیار بده.  اونوقت حدود 2 الی 5/2 کیلو خیار بهتون می دن. البته این میزان با شعور کسی که براتون میوه داره تو نایلکس میریزه نسبت مستقیم داره.

یعنی هرچی طرف بیشعورتر باشه کیسه سنگین تر میشه. (شاید بهتر بود می گفتم نسبت عکس داره...حالا شما به اینش گیر ندین)

مثلاً من هر موقع میرم خرید می گم دو سه تا دونه سیب می خوام. اونوقت اون برام 7 الی 8 تا سیب می ذاره.

برا رفتن تو این جور بازارها مخصوصاً شاهین ویلا (شاید من 7 بار تو این 3 سال رفتم اونجا) باید قبلش یه قرص اعصابی خورده باشی تا جوش نیاری.  

من به آقاهه می گم : آقا من دست تنهام و می خوام سیب زمینی و .... گوشت هم بخرم نمی تونم این 10 کیلو میوه رو ببرم با خودم....  و اون فقط نیشخند می زنه.   ....

شما باشین چیکار می کنین.

تازه مشتری ها رو که قربونشون برم .... دیروز عزیز جون میگه که رفته دیده یه صف 10 کیلومتری دم ترازو تشکیل شده... بعد طرف تو صف ایستاده و میگه آقا یه کیلو هویج بدین ... 2 کیلو خیار بدین... میوه فروشه میگه که بیا خودت ببر ... بعد طرف میگه که اگه بیام بیرون که صف بهم میخوره....

من عادت دارم که وقتی میرم خرید اندازه خودم خرید کنم... یه اندازه ای که مجبور نشم بعد از یه هفته یه سطل پر از میوه های پوسیده رو بریزم دور .... همون کاری رو می کنم که تلویزیون به قول خودش داره فرهنگ سازی می کنه... دیدین یه انیمیشنی بود که نشون میداد زنه یه عالمه خرید کرده بود و با همسایش داشت میرفت خونه و میگفت برام اوف داره که برم یه کیلو یه کیلو میوه بخرم و بعد سطل زبالشون نشون میداد پر بود از میوه هایه خراب شده و ... چون اگه مسلمون  نباشم ادم که هستم... دلمم برا پولی که با زحمت و سگ دو زدن در میارم میسوزه...

داشتم می گفتم، من عادت دارم که وقتی میرم خرید اندازه خودم خرید کنم و برا همین هم میرم تو مغازه هایی که ترازویه دیجیتال دارن. تا بتونم اگه دلم خواست مثلاً 2 تا سیب بردارم..5 تا گوجه بردارم .... حالا تو بازار روز که نمیشه 2 تا 3 تا دونه ای چیز خرید ولی خوب اونم با هر ترفندی شده کم می خرم.... و معمولاً وقتی میرم اونجا که هیچ چیزی تو خونه نمونده باشه و یخچالمم جا داشته باشه.... اونم با این یخچال کوچولویی که من دارم..... همین دیروز سر این دیووونه بازی این بازار روزی ها من یه کیلو گوجه بی زبون رو ریختم دور....  داشتم کباب می شدم...

 

حالا فکرشو بکنین دیروز عزیز جون رفته خرید و طرف موقعی داشته می کشیده رو اونهمه میوه اضافه دو تا دیگه مثلا سیب می اندازه که بشه 3 کیلو.....

شوهر منم بی زبون حرفی نمی زنه... عین این کامران خان تو سریال باغ مظفر....

گاهی دلم می خواد عزیز جون این همه ادب نداشت و اینهمه مظلوم نبود. و مثل این مردهایه پاچه پاره داد و هوار و چاقو کشی می کرد    تا این دل من عین دل نازی یه خورده خنک می شد.

گاهی که من می خوام داد و هوار کنم جلو منو می گیره.

بعد میاد خونه تا دلتون بخواد غر میزنه و .....

یکی از همسایه ها می گفت که بازار ماهان با کلاس تره..البته به تجربه ثابت شده که اینطوریه.... ولی با کلاس و بی کلاس و پایین شهری و بالا شهری رو کی بوجود میاره..همین رفتارهایه ما.... منم می تونم برم تو چه می دونم کجا... یه گوشه به اصطلاح با کلاس این شهر تا دلم می خواد رفتارهایه ناپسند از خودم بروز بدم... یا یه مشت لات بی سر و پا رو جمع کنم بفرستم .... اونوقت اونجا هم بی کلاس میشه... اونجا هم ناامن میشه....

 

شما کلاس رو تو چی می دونین؟ به رخت و لباس و ...

همین ادم هایی که در بالا  داشتم راجع به شون حرف می زدم می دونم که با پولشون 100 تا نه ولی 10 تا مثل منو می تونن نون بدن و ککشون هم نگزه... ولی چه فایده ... حتماً اونها به فروشنده هاشون گفتن که به هر قیمتی که شده باید این میوه ها رو بفروشین... حالا کی باکلاسه؟ شمایی که می رین تو صف وامیستین یا اون ادمی که تو صف رو دور می زنه و بی نوبت به کاراش میرسه.... شمایی که به اندازه نیازتون خرید می کنین.. در صورتی که وسعتون هم می رسه که همون لحظه یه بنز بخرین.... یا اونی که .....

دیگه خیلی نصیحتی شد مطلبم... ولی ای کاش این ها رو تو تلویزیون نشون می دادن و فرهنگ سازی میکردن...

 

پ ن 1: منظور من به همونهایی بود که گفتم. اگه شما تو بازار روز کار میکنین و یا به شغل شریف میوه فروشی و امثالهم مشغولید و کارتون رو هم درست انجام میدین پس چرا ناراحت می شی؟

پ ن 2: تو همین بازار فروشنده ای بود که من به خاطر طرز برخوردش با مشتری هنوز دهنم از تعجب باز مونده.... چون فکر نمی کردم تو ایران هنوز مغازه داری باشه که با مشتریش اینقدر با کلاس برخورد کنه....

 

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ دی ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0