Daisypath Anniversary tickers نامه معذرت خواهی - سيب مهربون

نامه معذرت خواهی

می گم این شمسی جون من خیلی دلنازکه. من نوشته قبلم رو تصحیح نمی کنم. ولی از همینجا...

-کجا؟

-بابا از همینجا، و از پشت همین کامی جون...کامران نه.... کامپیوتر ... اعلام می کنم که ببخشید.من منظورم توهین به شما نبود. عصبانی بودم.

-از دست کی؟

-خوب از دست این آدم هایی که فکر می کنند که ،سریال های طنز یعنی  باید بشینن پای تلویزیون و از اول از خنده ریسه برن. خوب بابا طنز اونم از نوع اجتماعی و ... اونم تو ایران با محدودیت هایه خاص که فقط خنده نیست.

من خودم دیشب کمی هم بغض نمودم. یادم افتاد که کم نیستن ادم هایی که می خوان به بچه هاشون محبت کنن و نمی دونن. مثلاً همین بابایه من، اره باباجون خودم ، من همش ناز و نوازش می کنه  و به من مهربونی می کنه و کلی نازم میده... مهمم نیست براش که کجا باشه. ولی داداشم رو که خیلی دوستش داره رو روش نمیشه ناز کنه. باور کنین.

سر موضوع مریضیش کلی داداشمو و بوس می کرد و.... بعد که خوب شد روش نمی شد که نازش کنه. تازه بعضی ها هم یادشون رفته که باید بچه هاشونو مورد نوازش قرار بدن.

مثلاً همین عزیز جون من. وقتی بهش میگم پسرکم! پسر خوشگل مامان. نی نی جون من و...

کلی خوشش میاد. تازه تو دلش هم قند آب میشه.

اصلا هر موقع عزیز جونم دچار کمبود محبت میشه مریض میشه. اینبار که مامانم بود و کلی نازش رو کشید و ... که اصلا خیال خوب شدن نداشت.

تازه باز که مامانم اومد همون شب کمی حالش بد شد.

بعد خودش می خندید می گفت : سیب جونم ، تا پرستار هست مریض شیم. کلی حال میده!

باز من دارم از موضوع دور میشم.....

داشتم می گفتم که: از دست این ادم ها عصبانی بودم که اونجوری نوشتم.

خلاصه همه منو ببخشید.

پ ن: راستی من  فامیل مهران مدیری نیستم. باور کنین.  

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0