Daisypath Anniversary tickers وبلاگ خوانی و اثرات جانبی - سيب مهربون

وبلاگ خوانی و اثرات جانبی

اه از دست این پرشین بلاگ که گاهی ادمو روانی  میکنه.

یه عالمه نوشتم یهو نمی دونم چرا از صفحه خارج شد.

اصلاً می دونین چیه تا من جو گیر میشم و میام که یه بار با خودم روراست و بی پرده حرف بزنم اینطوری میشه.

داشتم می گفتم که امرو ز علاوه بر تمام امور محوله وبلاگ یه نفر رو از اول تا آخرین پستش خوندم که (خلاصه می نویسم) ایرانیه ، خانومه، با یه خارجی ازدواج کرده، پدر شوهر و مادر شوهرش باهاش زندگی می کنند، تازگی ها اومده بود ایران و تازه برگشته و خیلی ناراحت بود و....

البته من این خانوم رو نمی شناسمش ولی به نوشته هاش، به سرگرمی هاش تو بلاد کفر (به قول خودش) و ... علاقه مند شدم. تا اونجا که گاهی تو نوشته هاش خودم رو جای اون می ذاشتم و علی رغم میلم اه می کشیدم که ای کاش منم موقعیت اونو داشتم با این تفوت که عزیز جونم همین عزیز جون ایرانی خودم بود ولی مادر شوهر و پدر شوهرم خارجی بودن!!!!

شاید اینطوری هر رفتاریشونو که به مزاجم نمی ساخت می ذاشتم پای خارجی بودنشون و اینکه کاریش نمیشه کرد به هر حال یه فرقی باید بین ما که مسلمونیم!!! و اون بلاد کفری ها باشه.

ولی بعد از یه کم فکر کردن به این نتیجه رسیدم که با خارج رفتن هم کاری درست نمیشه. بلکه فقط بهانه هایه ادم ها برایه ازار تغییر می کنه.

اینکه چرا منو نمی برین خارج و مگه من چی از صغری خانوم که پسرش اونو برده خارج کمتر دارم و ... البته لازم به ذکر است که واقعاً اسمش صغری خانومه.

حالا اولا از کجا معلوم صغری خانوم راست بگه. ثانیاً پاکستان و دارقوزستان هم خارجه. ثالثاً صغری خانوم چون به کسی اجازه فضولی به امورش رو نمی ده نمیشه از صحت حرفاش مطمئن شد.

تازه صغری خانوم که مجبور نبوده برا کسی سوغاتی بیاره و ... ولی حتماً شما باید برایه نوه عمویه...صغری خانوم هم کادو بیارین. و  خرج کادوهاتون میشه ۱۰۰۰۰۰ برابر خرج سفرتون.

ولیمه امریکا رفتنتون بماند.

تازه صغری خانومهایه فراوانی هم پیدا می شوند که برایتان تا دلتان بخواهد لغز یا لقز یا.. می خوانند و شما دوباره می ایید و رو اعصاب ما می ر..نید.  والبته وصد البته ما مثل همیشه لال می مانیم و شما رو نگاه می کنیم.

............. با همه این دلتنگیها می خواستم بگم که برایه من هنوز این نکته روشن نشده که ایا شما بعد از مردم پرستی و بالاخص غریبه پرستی آیا گاهی به یاد ما هم می افتید؟

هنوز موندم شما که مسلمانید!!! چراانتظار دارید من که حرفی برای گفتن ندارن بنشینم و برایتان از زن الف بگویم و از خود الف. و هر گاه شما خواستید تایید کنم که فلانی بد است و الف حرام خوار است و........... وای که سرم درد گرفت.

گاهی فکر می کنم ای کاش منم مثل خانوم جیغ جیغو تو بلاد کفر بودم. اونوقت همه این چیزها رو می ذاشتم پای نامسلمونی و ...

داره دلم کمی اروم میشه. ولی موندم هنوز تو مسئله که چطور یه خانواده کوچیک و کم جمعیت می تونند با هم این رفتار رو داشته باشن.

دلشون برا بچشون تنگ نشه و...

چطور یه خاله می تونه مهربونتر و خیلی مهربونتر از مادر ادم باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ دی ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0