Daisypath Anniversary tickers دوستان خوب!!!!!!!!!!!!! - سيب مهربون

دوستان خوب!!!!!!!!!!!!!

شاید من فردا رفتم خونه مامانم اینها.

شاید رفتم. آخه ماشیمون خرابه. باید درست بشه.

اگه رفتم باید جمعه قبل از ظهر برگردیم. تا عزیز جون به پروازش برسه. باید بره ماموریت.

دلم خوش بودکه این هفته نمی ره.

خدا کنه دانشگاه بهش پول خوبی بده. تا نخوره تو ذوق پسرم.

راستی یه موضوعی؛ این عزیز جون من چند تا دوست که چه عرض کنم همکار داشت(همکارهم بهشون نمیشه گفت. در حدی نیستند که همکار عزیز جون من باشند) که در گیر و دار کارهایه شرکت و تو بحث شیرین پول و بحث نفع ادم ها و .... بالاخره چند نفرشون، اون رویه قشنگشون رو به ما نشان دادند و تشریفشون رو از زندگی ما بردن بیرون و یا حضورشون رو بردند در مکان بسیار کمرنگی از حاشیه ترین نقطه زندگی ما . نمی دونم چی بگم. من به عزی جون می گم : اخه جانم ، دلم، گلم ، چقدر باید چوب این و اون رو بخوری؟ چقدر باید ما بشینیم و بشیم پله ترقی مردم. چرا؟ بازم می دیدی گاهی به قول خودش رکب می خورد و طرف یه لگد تو سر ما و زندگیمون می زد و می پرید مرحله بعد.

البته خوشبختانه خیلی وقته که دیگه از این رکب ها نخوردیم.

خلاصه از اون همه دوست کاری یه دونه برا عزیز جون مونده بود که خداییش منم می گفتم این با بقیه فرق میکنه. البته با بقیه فرق هم می کنه. چون اون موقع جهش از ما به عنوان دایو استفاده نکرد. خلاصه دمش گرمه.

ولی یه موضوعی که وجود داره اینه که همه اون افرادی که ذکر خیرشون بود یه وجه اشتراک داشتن و اون این بود که تا وقتی که اوضاع احوال مالی و زندگیشون به هم ریخته بود و کاری نداشتن و ... با ما کلی رفیق بودن. ولی به محض اینکه ازدواج کردن یا اوضاع زندگیشون به کام شد تا حدود زیادی دیگه نه مارو می شناختن نه به ما احتیاج داشتن. جالب اینجا بود که وقتی دوباره از ننشون قهر می کردن یاد ما می افتادن.

این آخریه هم تا وقتی نامزد بود باز رعایت می کرد. ولی وقتی رفت خونه خودشو درآمدش هم شکر خدا خوب شد، یادش رفت که با عزی جون من دنبال یه پروژه ای بودند که خیلی درآمد زاست و باید با هم کارو پیش می بردن.

تازه شنبه همه ادمها رو عزیز جون جمع کرد و اتمام حجت نمود. ولی یه چیزی رو باید امروز به دست عزیز جون من می رسوند که نرسوند.

از دیروز به هیچ یک از تماس هایه همسرم پاسخ نگفته. اس ام اس هاشو هم بی جواب گذاشته. اگه این پروژه می گرفت، یه عمر راحت زندگی می کردند.

عزیز جون اصراری هم به این پروژه نداره . ولی می دونم براش مهم بود که حداقل این دوست عزیزش با بقیه فرق می کرد.!!!

عزیز جون خودش گفت که : وقتی نیاز نداشته باشه و بتونه برا خودش کار کنه معلومه که نمیاد با هم کار کنیم.

منم فقط برا عزیز جون ناراحتم. چون می دونم که براش خیلی سخت بود که ببینه حتی اون گلابی هم اومد و داره پی کار رو میگیره ولی این پسره حتی یه زنگ هم نزده.

پ ن۱: من و عزیز جون وقتی نامزد هم بودیم و من اونهمه راه از دانشگاه می اومدم تا عزیز جون رو ببینم. عزیز جون کارهایه جمعی رو دو در نمی کرد. برا همین هم براش خیلی سخته وقتی می بینه بقیه حتی یه ذره هم اینطوری نیستن و فقط برا نفع کامل خودشون یه کاری رو انجام می دن و معنی شرکت رو نمی فهمن.

پ ن ۲: دعا کنین این مسئله عزیز دل من رو خیلی اذیت نکنه. دیشب که از اعصاب خورد تموم عضلات پشتش گرفته بود. البته خودش هیچی نمی گه.

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ دی ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0