Daisypath Anniversary tickers سيب مهربون يا خرس قطبی؟ - سيب مهربون

سيب مهربون يا خرس قطبی؟

سلام  به همه دوستان گلم

من سیب مهربون هستم. من دیشب کلی خواب دیدم. من دیشب خیلی جاها تو خوابم رفتم. من به همه تو خوابم سر زدم. من دیشب اندازه ۳ شب خواب دیدم. پس وقتم سه برابر هر شب بود و می تونستم افراد بیشتری رو تو خوابم ببینم.  شاید شما هم تو خوابم بودید. آخه این آخرها دیگه خواب کم آورده بودم و تو خواب بقیه هم سرک می کشیدم. احیاناً یه آدم فضول و سرگردان تو خوابتون ندیدید؟

......... بذارین براتون بگم. من دیشب تصمیم داشتم زودتر بخوابم ولی می خواستم اول چایی و بعد هم کلی میوه بخورم بعدش سر آسوده بذارم زمین. مخصوصاً که من و عزی جون الان می تونیم یه مغازه لیمو فروشی هم بزنیم. آخه نمی دونم چرا هر بار که میریم خرید باهاش لیمو هم می خریم؟

عزیز جون خیلی خسته بود . ساعت ۲۰:۳۰ گفت که کمی استراحت می کنه و بعد بیدار میشه و به کارهاش می رسه. منم که یه کم ناز و نوز کردم که برا من چایی درست کن. حالا بیچاره کتری گذاشته بود. پدر تنبلی بسوزه چون من به خاطر اینکه نکنه اگه برم چایی دم کنم و میوه بیارم که خودم میل کنم ، آب تو دلم تکون بخوره تصمیم گرفتم یه کم بخوابم. بعدش عزیز جون که بیدار شد برام چایی درست کنه و منو بیدار کنه تا بخورم.

هیچی دیگه اقایی که شما باشید (شاید هم خانوم باشید)، تا ساعت ۲۲ جون دادم و بعد به خواب زمستانی فرو رفتم. یعنی خوابیدم تا ا ا ا ا ا اااااااااااا ساعت ۶ صبح امروز. سانش آوردم که به عزیز جون گفتم پاشو ببین ساعت چنده. وگرنه خوابیده بودیم تا ۸ صبح.

آخه منبرا اینکه به موقع برسم سر کار باید ساعت ۶ دیگه تو خیابون باشم. حالا شانس آوردم که ماشین گیرم اومد و تونستم در دقایق نهایی در محل اداره حاضر باشم.

عزیز جون هم که تا خودشو جمع کنه و راه بیفته خیلی طول کشید و ساعت ۸:۳۰ تازه رسیده بود آزادی.

***راستی بالاخره دیشب تونستم فلفل دلمه ای پیدا کنم و بخرم و برا خودمون پیتزا درست کنم. داشتم تو حسرت پیتزایه خودم می مردم.

***هیچی دیگه کاری ندارم.

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ دی ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0