Daisypath Anniversary tickers اين هم يه مطلب ديگه - سيب مهربون

اين هم يه مطلب ديگه

آدم را آفريده بود . همان شب ، وقتي آدم به اتاق خوابش رفت تا كپه اش را بگذارد ، بر اثر سايش جاييش ! با تشك ، نفسش به شماره افتاد . نمي دانست كه اين حس عجيب و غريب چيست كه يقه اش را گرفته . تا صبح ، چشم روي هم نگذاشت . صبح كله سحر بلند شد و رفت پيش خدا .
آدم : سلام خدا . صبح به خير .
خدا : سلام آدم . از اين ورا ؟
آدم يواشكي در گوش خدا ، آن حس عجيب ديشبي را تعريف كرد .
خدا نگاهي بهش انداخت و متفكرانه گفت : ببين اين مشكل تو راه داره . ولي مطمين باش كه به صلاحت نيست آن راه !
آ‌دم پايش را كرد تو يك كفش كه : مگر من اشرف مخلوقات نيستم ؟ پس بايد براي اين وامونده ( اشاره به جاييش ! ) كاري بكني .
خدا گفت : يادت باشد خودت خواستي .
و خدا براي او ، حوا را آفريد . و به عنوان حسن ختام هم گفت : شايد اين سايشت را حل كند ، ولي مطمين باش كه برايت سايش روحي درست مي كند . حالا خود داني .
آدم ذوق زده شد و حوا را روي كولش انداخت و دويد آن طرف بهشت .
پشت يك بوته ، حوا را زمين گذاشت و خواست دستش را به اندام حوا نزديك كند كه يك باره جيغ حوا به هوا رفت .
حوا : صبر كن . اينجوري كه نيستش ! تو اصلا از فرنچ كيس چيزي شنيدي ؟
آدم مثل گاو او را نگاه كرد .
حوا سري بابت تاسف تكان داد و گفت : اول بايد بري عشق بازي ياد بگيري .
آدم هر چي پول ذخيره كرد بود رو داد تا تافل فرويد گرفت . دوباره رفت پيش حوا . تا اومد لب . حوا رو ببوسه ، حوا شتلق زد توي صورتش .
حوا : اينجوري ؟ تو آدم نمي شي ها ... چرا ولنتاين برام چيزي نگرفتي ؟
آدم گفت : هان ؟؟؟
حوا : ديدي ، حاليت نيست . هر وقت برام يك ماتيز خريدي بيا .
آدم رفت و دو سال كار كرد و از ليزينگ براي حوا يه ماتيز خريد .
وقتي ماتيزو داد به حوا ، تا اومد لب هاي حوا رو بوس كنه ، حوا گفت : اهكي زرنگي ، اينجا آخه جاي اين حرفاست ؟ نمي گي يكي ما رو مي بينه ؟ واقعا كه ... اه اه واه واه .
آدم رفت يك حساب تو بانك مسكن وا كرد و با قرض و قوله يك آلونك خريد و دوباره اومد يش حوا و تا اومد بوس بكنه ، حوا گفت : وايسا ببينم ... چه عجول ... واه واه ... پس مهرم چي ميشه ؟
آدم گفت : مهر چيه ؟
حوا گفت : اينجوري فكر كردي من به تو ماچ مي دم ؟ استفاده ابزاري از من ؟ برو هر وقت هزار و سيصد و شصت و خورده اي سكه داشتي بيا ببينم چي كار مي تونم برات بكنم .
آدم رفت و ده سال ديگه جون كند و اومد .
آدم : بيا اينم هزار و خورده اي سكه .
حوا : ديدي هيچي حاليت نيست ! چرا شمسي حساب كردي ؟ من ميلادي منظورم بود .
آدم : ولي تو گفتي هزار و سيصد و شصت و خورده اي سكه .
حوا : مي خواستم امتحانت كنم . ببينم مي فهمي يا نه . حالا برو بقيشو جور كن تا ببينم چي مي شه .
آدم كه كفرش در اومده بود رفت پيش خدا و شروع كرد به شكايت . خدا لبخندي زد و گفت : تنها يك راه داره كه مشكلت حل شه .
آدم پريد خدا رو ماچ كرد و گفت : هر كاري بگي مي كنم .
خدا گفت : وازكتومي تنها راه دردته .
و آدم از آن روز به بعد ديگر هيچ حوايي را به آنجايش كه سايش پيدا كرده بود حساب نكرد .

نتيجه پزشكي : با وازكتومي ، از وجود فرزند ناخواسته جلوگيري كنيد .
نتيجه اجتماعي : وازكتومي ، سازنده فردايي شاد .
نتيجه غير اخلاقي : وازكتومي نمي كنم . مي رم دوبي !

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0