Daisypath Anniversary tickers سيب مهربون

 

امروز دلم گرفته بدجوری هم گرفته

سر هيچ و پوچ با عزيزجون قات (قاط) زديم

اون نمی دونه من زنم و بايد منو مثل يه زن ببينه

يه کتاب براش خريدم و (علی رغم ميلم) و بهش دادم تا بخونه و بدونه من مال کدوم دنيا هستم ولی اون کتاب رو داد به يکی از دوستاش و هرچی بهش گفتم من اون کتاب رو برا تو هديه گرفتم و از دوستت بگير گوش نکرد ........... شايد هم اهميت نداد

حالا احساس می کنم که اون منو درک نمی کنه و فکر می کنه من اونو درک نمی کنم

امروز داشتم می رفتم سر کار تو راه يکی بهم گفت چرا ناراحتی مثل اينکه ديشب خوب نخوابيدی؟

پيش خودم گفتم اين رهگذر با يه نگاه فهميد که من ديشب خوب نخوابيدم و ناراحتم ولی عزيز جون متوجه نشد

اين حرف ديشب نيست حرف چند ساله

اون بايد منو ببره دکتر ... نمی خوام وقتی مثل ديشب درد امونم رو بريد برم دکتر نمی خوام ... نمی خوام ...نمی خوام ...... نمی خوام ...نمی خوام ...

اون نفهميد که من از زور درد ديشب به زور نشستم فيلم نگاه کردم

نه من ديگه حرفهامو بهش نمی زنم

من ديگه باهاش درد و دل نمی کنم

من ديگه از خودم براش نمی گم

من ديگه برای خودم مهم نيستم

من ديگه از هيچی خوشم نمی يلد

من ديگه کارم رو دوست ندارم

من ديگه آينده رو دوست ندارم

من ديگه خوشحال نيستم

من ديگه خندم نمی گيره

من ديگه قلبم داغون شده

من از احساس سر بار بودن متنفرم

من ديگه دوست ندارم باهاش از سر کار برگردم خونه

من ديگه دوست ندارم زودتر  برسم خونه

من فقط می خوام راه برم

من می خوام اينقدر راه برم که ازپا در بيام

اگه با موضوع کرايه اضافی کنار بيام خودم ميام سر کار و خودم می رم

چرا قلبمو شکوند چرا چرا چرا چرا

چرا فکر می کنه من مزاحم کار کردنش هستم و اونو تو کار درک نمی کنم

چرا به من که خودم فکر می کنم مزاحم موفقيتش هستم به جای دلداری دادن ؛ اطمينان می ده که مزاحمم

شايد اونم می خواد که من نباشم

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0