Daisypath Anniversary tickers تلافی روز عروسی.... - سيب مهربون

تلافی روز عروسی....

نی نی و مامان و باباش دیشب اومدند.

ما به پیشنهاد عزیز جون نرفتیم خونه حمید.

به هر حال اینطور نمیشه که دیگران کلاس بذارند و من و عزیز جون بی کلاس باشیم که.

آخه هر وقت داداشم اینها می اومدند ما هم باهاشون می رفتیم مهمونی. هم اینکه اقلا اونها بی ماشین با بچه و وسیله و ساک و.. اذیت نشن هم اینکه به دوستان سر هم می زدیم.

اینکه اونها هیچ وقت فرصت ندارن بیان خونه ما بماند. تازه یه جورهایی هم احساس کردیم که اونها یه طوری با ما برخورد می کنند.

عزیز جون هم گفت مگه ما وقت اضافی داریم یا اینکه مجبوریم دنبال دادشت راه بیفتیم اینور اونور ؟ منم گفتم نه. و بدین ترتیب تصویب شد که اگه اونها یه روز زودتر زنگ زدند و ما رو دعوت کردند، ما با ناز و کلی منت که وقت نداریم می ریم وگرنه نمی ریم.

من الان دلم داره برا نی نی پر می کشه ولی به دلایل گفته شده نمی تونم ببینمش.

از اونجا که برادر برای ما هیچ وقتی تو سفرش در نظر نگرفته، من اینبار نمی تونم نی نی رو ببینم.

اگه چهارشنبه شب رفتم عروسی که هیچ وگرنه کلا نی نی بی نی نی.

می دونین چیه من نمی خوام عروسی بمونم. چون با خودم خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که اگه عروسی من بود یا هر مراسم دیگه ای اونهابعد از همه کارهاشون اگه فرصتی بود می اومدن . البته با توجه به اینکه اونها هیچکدومشون هیچ وقت بدون همسرشون عروسی نمی رن که. پس طبق قوانین نیوتن ( هر عملی عکس العملی) من هم اگه عزیز جون چهارشنبه اومد با هم می ریم حنابندون و با هم بر می گردیم. وگرنه اصلا نمی ریم.

تازه اگه برم حنابندون با هم بی حساب میشیم. چون اونها فقط برای مراسم عقد من اومدن و عروسی رو نیومدن. منم برا تشکر فقط یکی از مراسماشون رو میرم.

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0